راه بنابر تكليف نشأهء باده تاب اراده مىنمايد كه امتحان تيغ خود نمايد و گوسفندى از گوسفندان كه بر سر راه او بوده بدين كار مىآورند و در اثناى تيغ فرود آوردن بنابر حركتى كه اسب او در آن اثنا مىنمايد پاى خود را جراحتى كارى مىرساند و بدان جهت مدتهاى مديد صاحب فراش گشته آخر به همان جهت كه بنابر ضعف بنيه منجر به ساير امراض شده بود ، سالك طريق عدم گرديد و بنابر استدعاى مشاراليه ايالت لرستان را به عليقلى خان كه در صغر سن بود عنايت فرمودند . در اين سال خجسته فال مهنّا خان عرب خزاعى با قبيله و عشيرت خود از روميه روى گردان شده روى نياز به درگاه خلايق پناه آورده شفقت بىكران شامل حال او گشته به ايالت زيدان سرافراز گشت .
متوفّيات
سلطانعلى ميرزاى ولد نوّاب جنت مكان علّيّين آشيايى كه برخى از حالات او در سال جلوس نوّاب خاقان رضوان مكان در سلك تحرير كشيده شده به جوار رحمت ايزدى پيوست و اعداد سنين عمرش به سبعين بل ثمانين رسيده بود ؛ و زينب بيگم همشيرهء مشاراليه كه اختيار و اقتدار او در اين دولت ابد بنيان و همت بىپايانش كه مصدر آثار خير گشته در تحرير احوال خجسته مآل نوّاب گيتى ستانى ظاهر مىشود ، متوجه حظاير جنان گشت و حسن خان بيگلربيگى هرات و ميرعبد العظيم كه از سادات جليل الشأن مازندران و به رتبهء مصاهرت نوّاب گيتى ستان سرافراز بود ، بار سفر معين بستند و حسين خان بيگلربيگى استرآباد و يادگار بيگ ناظر دواب نيز به رفاقت قافلهء گذشتگان اختصاص يافتند . ايالت هرات و اميرالامرايى خراسان به عباس قلى بيگ قورچى شمشير خلف حسن خان و ايالت استرآباد به محراب خان غلام خاصّهء شريفه ، خويش مرحوم صفى قلى خان بيگلربيگى سابق دار السلام بغداد شفقت شد و حكومت ماروچاق به دوستعلى [ گ 139 آ ] سلطان زنگنه تفويض يافت و چون حسينقلى خان ولد حسن خان كه بعد از عباس قلى خان اكبر اولاد در حين حيات والد حاكم ماروچاق بود ، بعد از فوت والد جهت ضبط الكاى هرات روانهء آنجا شده بود ، آقا ملك فراهانى وزير تفنگچى كه قبل از وزارت