تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
داشتند كه قرا خان بيگ استقبال ايلچى كرده او را به شهر داخل سازد . و در اين اثنا كلبعلى خان بيلگربيگى ايروان وداع حيات كرده ، ايالت آنجا به محمد قلى بيگ چغتاى كه به ايلچيگرى به روم رفته بود شفقت شد و ايلچى روم را به انعامات و خلاع سرافراز گرديدانيده ، مقرر داشتند كه روز جمعه كه هجوم خلايق در مسجد جامع جديد عباسى مىشود ، مومى اليه را به مسجد برند و بعد از اداى نماز ميهمان ميرزا حبيب اللّه صدر ممالك محروسه بوده باشد ؛ و همچنين يك روز ميرزا تقى اعتماد الدوله و يك روز قورچى باشى ميهمان نمايد ، و بعد از وقوع امور مزبوره رخصت انصراف ارزانى فرموده ، ابراهيم خان حاكم سابق بردع به ايلچيگرى معين شد و در اين ايام ايلچى از جانب ريم پاپاى فرنگ و ايلچى پادشاه « 1 » اروس به جهت تشييد مبانى دوستى با تنسوقات بى كران و نامهء مشتمل بر دوستى وارد گرديدند . و نوّاب خاقان رضوان مكان در اوقات توقف هر روز از هنگامهء عيشى تازه كامياب و كامران مىبودند و چون به عرض رسيد كه حاكم بيات بعد از فوت كلبعلى خان بيگلربيگى سابق ايروان يكى از ملازمان خود را برانگيخته كه شيخ الاسلام ايروان را به سبب حكم شرعى كه دربارهء او نموده بود به قتل رساند فرمان عدالت توأمان صادر شد كه محمد قلى خان بيگلربيگى آنجا سرگشتهء تيه عصيان را به سزا و جزا رساند و به نيروى اقبال بىزوال عيسى ارسطاو كه از جملهء فتنه جويان گرجستان بود روى نياز به درگاه گيتى پناه آورده ؛ و هم در اين اوان رستم محمد خان اوزبك نيز به خدمت مشرّف گرديد .

متوفّيات

شاهرخ سلطان زنگنه حاكم دينور و كرمانشاهان فوت شده ، ايالت آنجا به شيخ على بيگ امير آخور باشى برادر او عنايت شد و امير آخورباشىگرى جلو به نجف قلى بيگ برادر كوچك مشاراليه و امير آخورباشىگرى صحرا به شهسوار بيگ ميرآخور بابا شيخ على شفقت شد و ميرزا محمد قمى كتابدار و طبيب خاصّهء
هامش
( 1 ) . متن : پاشاه