تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠

سوانح لوى ئيل هزار و پنجاه ، سال دوازدهم جلوس

نوروز اين سال فرخنده فال را در دار السلطنهء اشرف گذرانيده ، مقرّر شد كه جهت تنشيط خاطر دريا مقاطر جمعى از رعايا از اطراف و جوان فراهم آمده ، جانوران شكارى را در ميانكاله قرب باجى كلا جمع نمايند و بعد از تهيهء آن هنگامهء عشرت فزا خسرو كامروا با خاصّان و سلطان بلاغى روانى گرديده در تالارى كه در وسط ميانكاله بسته شده بود ، نشسته حلقهء جرگه را تنگ كرده ، شروع به كماندارى نمايان كه بهرام را چون تير كمانداران شكارگاه تصوير انگشت از حيرت آن در دهان مانده ، فرمودند و بعد از انقضاى آن هنگامه متوجه متنزّهات فرح‌آباد جنت بنياد گرديدند و از متنزّهات آنجا و سير رود تجنه رود و شكار ماهى و سير دريا استيفاى حظّ وافى نموده ، به دار السلطنهء اشرف مراجعت فرمودند و خاطر همايون « 1 » متوجه نسق سركار آستانهء مقدسهء مطهرهء رضويه - سلام اللّه على ساكنها - شده ، طومار نسق آن سركار را درست داشته ، ميرزا محسن متولّى آن سركار را كه در درگاه جهان پناه بود رخصت انصراف ارزانى داشتند . و در همين اوقات محمد قلى بيگ كه به رسم ايلچيگرى به روم رفته بود ، به اتفاق محمد آقاى ايلچى خواندگار وارد شده ، نامهء مودّت ختامه رسانيد و ايلچى باشى آچوق نيز با پيشكش‌هاى بىپايان احراز سعادت خدمت نمود و مكرّر مجلس پادشاهانه آراسته ايلچى را طلب داشته نوازشات پادشاهانه فرمودند و اكثر اوقات به نفس نفيس سرانجام مهام امور دولت كرده ، بعضى اوقات مشغول ديدن سان تفنگچيان مىبودند تا آنكه زمان توقف مازندران منقضى گرديده رايات نصرت آيات به قصد مقر خلافت در حركت آمده و مقرّر شد كه شكار كوه دكل را به طريق جرگه جمع آورده ، مهيا نمايند كه در حين ورود موكب مسعود حاضر باشند و بعد از ورود دكل متوجّه شمار گشته ، صيد بسيار به ضرب تير خارا شكاف از پاى درآوردند و همعنان سعادت [ گ 136 ب ] و اقبال متوجه دار السلطنهء اصفهان شدند . و بعد از ورود دار السلطنهء اصفهان چون مقرر شده بود كه ايلچى روم بعد از موكب مسعود به آهستگى مىآمده باشد ، مقرّر
هامش
( 1 ) . متن : هميون
تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 300 | ميرزا محمد طاهر وحيد قزوينى / سيد سعيد مير محمد صادق