على خان بيگ عم زادهء سارو خان بيگ در عوض به خدمات والد و اقوام سرافراز گرديدند و چون تفويض مناصب و مهمّات مسطوره قبل از وقوع مصالحه بود ، ميرفتاح تفنگچى آقاسى از طاق وسطان روانهء اصفهان « 1 » گرديد كه جمعى از مردم آنجا را در دو سلك تفنگچيان منتظم ساخته به اردوى همايون « 2 » حاضر سازد . و در همين ايام الكاى سنقر و آن حدود و حكومت ايل كلهر به شاهرخ بيگ ميرآخور باشى و خدمت امير آخورباشيگرى به شيخ على بيگ برادر او عنايت شد .
شرح سوانحى كه در حين توقف طاق وسطان روى نموده
در حينى كه سلطان مراد به محاصرهء بغداد اشتغال نمود ، مراد خان با جمعى از روميان و اكراد روانهء شهر زور كردستان گرديد كه آن را از سليمان خان انتزاع نمايد و سليمان خان به نيروى اقبال صفوف قتال و جدال آراسته ، ايشان را بعون عنايت الهى مغلوب و مقهور گردانيد و چون ايل باجيلان اراده نموده بودند كه به اردوى روميه ملحق گردند ، حسب الصلاح رستم خان سپهسالار شاهويردى خان با سپاه لرستان تعاقب ايشان كرده ، جمعى كثير از آن قوم را مقتول ساخته اموال و اسباب ايشان را عرضهء نهب و غارت ساختند و بنابر آنكه طهورث از در اطاعت و انقياد درآمده اظهار بندگى كرده ، صبيهء خود را به درگاه جهان پناه فرستاده بود عنايت خسروانه شامل حال او شده ، الكاى كاخت مجددا به دو عنايت شد و گرگين خان والى باشى آچوق در اين سال به سراى عقبى شتافت .
[ گ 133 ب ] قضيهء حكيم شمسا
در اين سال حكيم شمس الدين محمد كاشى را كه سركردهء اطباى خاصّهء شريفه و در زمرهء محرمان و مقربان انتظام داشت به علت اسناد بعضى امور كه به مشاراليه نموده و جرأتهاى زياد از اندازه كه اعتماد بر عنايات شاهانه كرده مىنمود از ملازمت اخراج فرمودند و مقرر شد كه در دار المؤمنين كاشان سكنى نموده به دعاگويى دوام دولت روزافزون مشغول باشد و طبابت مقدّس و مزاج اقدس به
هامش
( 1 ) . متن : صفهان
( 2 ) . متن : هميون