معصوم به هم رسانيده ، آن را وسيلهء اعتبار خود ساخته بود نموده و به جهت آنكه كذب اقوال او بر نوّاب خاقان رضوان مكان ظاهر شود انعامات نويسندههاى بقايا را كه به ازاى حسن خدمات و بازيافت توفيرات داده شده بود ، از وجه توفير برات نمود و چون اصلى نداشت و به وصول نمىرسيد ، ميرزا معصوم به تنخواه مزبور راضى نشده ، اين معنى را ميرزا تقى به خدمت اشرف عرضه داشت كرد كه دويست هزار تومان توفيرى كه بههم رسانيدهاند اين صورت دارد كه از آن جمله يكصد و پنجاه هزار تومان كه انعام شده و به علت آنكه وصول نمىشود ، قبول نمىنمايند ؛ و اين معنى موجب كسر اعتبار مشاراليه شده ، قواماى اصفهانى كه از جملهء نويسندگان بقايا و در تنقيح محاسبات و تحصيل توفيرات شريك ميرزا معصوم بود به گمان آنكه اگر وسيلهاى انديشد كه موجب تضييع ميرزا معصوم شود هر آيينه نزد ميرزا تقى كه طالب تضييع او است ، منشأ اعتبار او خواهد شد ؛ لهذا به خدمت اشرف عرض نمود كه زوجهء ميرزا معصوم شبى كه با ميهمانان به حرم عليّهء عاليه آمده لنگرى طلايى از سركار خاصّهء شريفه دزديده است و زوجهء او از اين معنى مطلع است ، با آنكه مكرر به آن كذّاب مفترى فرمودند كه اگر بنابر فريب شيطان نفس امّاره ارتكاب اين افترا نموده ، اصلى نداشته ، از روى راستى عرض نمايد كه مقرون به عفو خواهد بود ، بدين معنى راضى نشده ، در آنچه گفته بود ، اصرار نموده و معروض داشت كه اگر كس تعيين شود زوجهء او لنگرى معروض را از خانهء او بيرون آورد ؛ لهذا در اين باب كس تعيين نمودند و بعد از تحقيق مشخص شد كه سخنان معروضهء او باطل و از حليهء صدق عاطل است ، بدين جهت به عقوبت تمام قواما را به ياسا رسانيدند .
و ديگرى ديدن سان [ گ 134 ب ] عرض و ارادت است كه به نفس نفيس ملاحظه مىفرمودند ، و در همين ايام رستم خان سپهسالار كه از رهگذر صلح و روانه خاطر جمع كرده ، عساكر را مرخّص ساخته بود وارد دار السلطنهء قزوين گرديد .
و ديگرى قضيهء قزاق خان بيگلربيگى استرآباد است كه بنابر آشفتگى دماغ ، خود را مقتول گردانيد و شاه نظر بيگ ، مهمتر كتابخانهء خاصّهء شريفه نيز در اين
تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 296
مساهمون: ميرزا محمد طاهر وحيد قزوينى
ص٢٩٦