تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
نمود و اين حركت را اسناد به مردم قلعه نموده ، حكم بر قتل آن بىگناهان شد و به غير از معدودى چند كه از چنگ اجل خلاصى يافتند ، ساير آن جماعت شربت شهادت چشيدند . و بعد از وقوع اين امور سلطان مراد را به ريختن چندين خون ناحق و ارتكاب بى ادبى ها كه از سوء اعتقاد در حين ورود آستانهء مقدسهء كاظمين - صلوات اللّه عليهما و آبائهما المعصومين - نموده بود ، كوفتى صعب و مرضى مهلك طارى شده ، چون قضيهء ايروان نيز دستورالعمل انتباه او شده بود ، طالب صلح گرديد و خود از همانجا متوجه استنبول گشته ، مصطفى پاشاى وزير اعظم را مقرّر داشت كه روانهء قزل رباط و بشيوه شده امر مصالحه را فيصل دهد و محمدآقا را به ايلچيگرى تعيين نموده ، نامهء مشتمل بر طلب مصالحه و ايقاع امر دوستى در قلم آورده مصحوب مشاراليه ارسال داشت . محمد آقا نامه را در طاق وسطان به نظر كيميا اثر رسانيده به شرف پاى بوس مشرف گرديد و نوّاب خاقان رضوان مكانى نيز به فحواى
الصُّلْحُ خَيْرٌ
« 1 » بدين معنى رضا داده ، ايلچى را مشمول عنايات خسروانه ساخته ، روانه فرمود و مقرر شد كه محمدقلى بيگ چغتاى ، جلودار باشى سابق كه مرد زبان فهم و در قزوين ساكن بود به رسم استعجال به درگاه معلّى آمده به جهت قرارداد مصالحه روانه شود و محمد قلى بيگ حسب الفرمان به درگاه آسمان‌شان آمده ، روانه گرديد و سارو خان طالش حاكم آستارا نيز به اتفاق نذر على بيگ تركمان وزير جانى قورچى باشى كه به صفت قابليت و كارآگاهى اتصاف داشت ، نزد مصطفى پاشاى وزير اعظم [ گ 133 آ ] روانه گرديدند و قرار مصالحه داده ، مصالحه نامه به شرحى كه در احوال خجسته مآل اعليحضرت ظل رحمن به تقريبى مذكور مىگردد ، نوشته شد و از طرفين رجوع به ممالك و مقرّ سلطنت نموده رعايا و برايا در مهاد امن و امان غنودند و عنايات شاهانه شامل حال اولاد و اقوام جمعى از امرا و مين‌باشيان و يوزباشيان كه در بغداد گرفتار شده بودند گشته ، آقا طاهر برادر ميرفتاح ملقّب به ميرفتّاح و تفنگچى آقاسى شد و خدمت محمد سعيد به اسمعيل بيگ برادر او تفويض يافت و زينل بيگ ولد نقدى خان و شاهسوار برادر عليار خان و عنايت بيگ بافقى عم زادهء جلالا و
هامش
( 1 ) . قرآن كريم : 3 / 128
تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 293 | ميرزا محمد طاهر وحيد قزوينى / سيد سعيد مير محمد صادق