تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
جمعيت نموده ، به دفع و رفع ايشان قيام نمايند و رستم خان ، بيگلربيگى آذربايجان و تفنگچى آقاسى و سپهسالار و نظر على خان و آقا خان و سارو خان طالش با ملازمان و قشون خود روانهء درگاه معلّى گردند و مقرّر گرديد كه نقدى خان بيگلربيگى كوه گيلويه و عليار خان گرايلى و قشون دورق به سركردگى مراد خان بيگ ولد مهدى خان سلطان عرب حاكم آنجا و يوزباشيان اينانلو و آجرلو و مين باشيان و تفنگچيان با تابينان و مرتضى قلى بيگ توپچى باشى جلو ، روانهء بغداد گردند و از همه جهت موازى بيست هزار نفر به محافظت مأمور گشته ، تهيهء آذوقه و اسباب قورخانه از سرب و باروط و شوره و فتيله و روغن و توپ بالميز و ضربزن و بادليج و غيره شد و حسين خان و عيسى بيگ روانه شده ، بعد از چند روز رايات نصرت آيات نيز در سعادت مسعود به قصد سفر بغداد در حركت آمد و بدين جهت عزيمت سفر قندهار در گرو وقت [ ديگر ] ماند و از راه النگ كهيز و بروجرد و سيلاخر و نهاوند ، همه‌جا شكاركنان به كنگاور نزول اجلال فرمودند و رستم خان بيگلربيگى آذربايجان و سپهسالار و امراى عظام در قريهء كنگاور شرف پاى بوس دريافته ملازمان خود را از نظر كيميا اثر گذرانيده و حرم عليّه از كنگاور روانهء قزوين شد . و در همين ايام خلف بيگ چرخچى باشى كه از كهنه سپاهيان و كارديدگان بود به محافظت بغداد معين گشته ، روانه گرديد و رقم اشرف صادر شد كه باكتاش خان و ساير امرا و مستحفظان در هر امرى از امور قلعه دارى تابع امرونهى او بوده از فرمان او تجاوز ننمايند و ميرفتاح مين‌باشى تفنگچيان [ گ 131 ب ] اصفهانى به رتبهء تفنگچى آقاسى گرى سرافراز شده ، روانهء بغداد شد و سلطان مراد خواندگار وارد بغداد گشته ، شروع به لوازم قلعه گيرى نمود و شب و روز از كار جر و سيبه نياسوده ، در اين كار فوق طاقت انسانى سعى نمود و در عرض ايام محاصره ، محمد پاشاى وزير اعظم و پاشايان معتبر به ضرب صدمات توپ اهل قلعه از پاى درآمدند و چند نوبت اهل قلعه بر سر سيبه‌ها ريخته ، جمعى كثير از مردم سيبه را سالك ديار ادبار و و اصل عدم گردانيدند و خواندگار با وجود ملاحظهء اين مقدمات دست از مطلب بازنداشته بيشتر از بيشتر سعى نمود و جمعى از مردم آنجا كه به قول ايشان