تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
آوردن يك قبضهء از خوى مأمور « 1 » به گرديدند و چون بايسنقر سلطان بوزچلو حاكم قلعهء خواندگار از آن [ اخستاباد ] محض عبور « 2 » خواندگار از حدود قلعه را خاكى كرده بودند و خليل سلطان قرامانلو ملازمان خود را « 3 » نزد جانى بيگ نفرستاده بود مقرّر شد كه بايسنقر سلطان [ بوزچلو ] را پوست كنده [ . . . . ] « 4 » كلبعلى بيگ ولد خليل سلطان روانهء آن حدود شده ، سر والد را به درگاه جهان پناه فرستد و خود به حكومت آنجا اشتغال نمايد و حكومت بايسنقر سلطان به عيسى خان سلطان بوزچلو و جاى [ خليل سلطان به كلبعلى بيگ ] شفقت شد و مقرّر گرديد كه شش ماهه ، مواجب عساكر مقصوره از خزانه نقد داده شود [ گ 122 ب ] و بعد از تهيه و سرانجام آن كار همعنان فتح و نصرت از راه مرند و گرگر و علمدار روانه گشته در حوالى جولاه نخجوان از رود ارس عبور فرمودند و توپ خوى را در اين وقت به اردوى معلّى آورده از آب گذرانيدند و خلف بيگ را كه چرخچى باشى لشكر قيامت اثر بود ، با جمعى از دليران جرأت شعار جلادت آثار ، منقلاى نصرت اثر گردانيده ، روانه فرمودند و در ساعت مسعود در پاى قلعه نزول اجلال كرده از دو جانب قلعه شروع به كندن جر و بردن سيبه شده ، سپهسالار به عساكر نصرت مآثر قسمت كرده خود به نفس نفيس در منزلى كه نوّاب گيتى ستانى نزول فرموده بودند ، اقامت نمودند و به جهت دفع صدمات توپ اهل قلعه ، امر شد كه سدّى عريض در پيش دولتخانهء مباركه بنا نمايند و آن سدّ متين به جهت حفظ ذات اقدس خسرو عدالت آيين به طريق شاهى سيون در كم زمانى به اتمام رسيد و بعد از چند روز حسين خان بيگ ناظر بيوتات نيز سه قبضه توپ از توپ‌هاى اصفهان آورده به پاى قلعه رسانيد و از اطراف بر قلعه بسته شروع در انداختن نمودند و قبل از رسيدن توپ‌ها مقرّر شد كه مرتضى قلى بيگ توپچى باشى يك قبضه توپ در همانجا بريزد و مصالح آن را جمع آورده در شهر كهنه شروع به سرانجام آن نمودند و مردم قلعه
هامش
( 1 ) . متن : جاى آن خالى است از روى خلاصة الصير ص 198 تكميل شد . ( 2 ) . متن : جاى آن در متن خالى است . ( 3 ) . متن : جاى آن در متن خالى است . ( 4 ) . متن : جاى آن در متن خالى است .