تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
مشكل راه منازعه و مشاجره باز و رشتهء دعاوى دراز گرديد ، بالاخره به معمارى عدالت خسرو قضا فرمان خرابىها تمام آبادان و آن بلدهء كهن زليخاوار جوان گشت .

شرح آمدن سلطان مراد خواندگار و گرفتن ايروان و انتزاع آن ملك ديگرباره به توفيق ملك منان

بعد از وقوع قضيهء وان سلطان مراد را داعيهء تلافى و تدارك در خاطر رسوخى يافته ، به قصد ايروان با لشكر گران و سپاه بى پايان و توپ‌هاى ثعبان‌وش آتش‌فشان به صوب آذربايجان در حركت آمد و خبر آمدن به تواتر و توالى به عرض اقدس رسيده ، حكم به احضار عساكر منصوره فرمودند و رستم خان تفنگچى آقاسى و بيگلربيگى آذربايجان و سپهسالار متوجه دار السلطنهء تبريز گشته مقرّر شد كه عظام و قورچيان و غلامان و تفنگچيان و عموم مردمان [ گ 121 ب ] از پير و جوان نزد مشاراليه جمعيت كرده ، به مدافعه قيام نمايند و رايات نصرت آيات از دار السلطنهء قزوين در حركت آمده از راه ابهر و سلطانيه متوجه ييلاق بزكش گرديد و سلطان مراد با آن سپاه و سامان و دستگاه وارد ايروان شده به محاصره مشغول گشت و طهماسب قلى خان هفت روز قلعه دارى كرده ، روز هشتم قلعه را به اغواى مراد بيگ وكيل خود كه راتق و فاتق امور او بود تسليم نموده از قلعه بيرون آمد ؛ سلطان مراد مقدم او را گرامى داشته مرتضى پاشا را حاكم آن ولايت كرده ، چند نفر از پاشايان معتبر و ده پانزده هزار ينگچرى و لوند و باروجه و قاپوقلى و سرون كجدى و گونلو ، به محافظت قلعه تعيين كرده ، روانهء دار السلطنهء تبريز شد و در حينى كه الويهء اقبال و اعلام جاه و جلال به كنار رود قزل اوزن كه مفصل عراق و آذربايجان است رسيده بود ، خبر اين قضيه به مسامع باريافتگان جاه و جلال رسيد و بعد از چند روز ديگر مراد بيگ توپچى باشى ايروان ، با ساير محصوران كه به جان امان يافته بودند به اردوى معلّى پيوستند . چون سلطان مراد را داعيهء آن بود كه جمعى از عساكر مقصورهء ايروان را كه اسم و رسمى دارند با خود برده ساير الناس را مرخص گرداند و حقيقت جرأت و جلالت بابا جليل مين باشى ممسنى را در امر قلعه دارى به كرّات شنيده بود ، تفحّص احوال
تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 270 | ميرزا محمد طاهر وحيد قزوينى / سيد سعيد مير محمد صادق