تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
عفت پرورش يافته از تابش عين الشمس مانند ديدهء نامحرم اجتناب واجب مىداشتند و سر و پابرهنه به اميد خلاص چون شعلهء آتش گرم فرار گرديدند و بسيارى از آن گروه را در اثناى راه هرم ابنيه و جدار ، هم مقبره و هم لوح مزار گشته ، وعدهء خلاص به روز نشور افتاده و بيرون رفتگان را از فقدان غذا حال تباه و خورشى جز حسرت به آسودگى خفتگان مضاجع گل‌هاى سياه نبود . يك شهر از عزيزان مضمر راحت ، گرفتار گرگ خونخوار شدت و محنت گشته از ديدن قرص آفتاب بر خوان آسمان با يكديگر مناقشهء يوسف و اخوان مىنمودند . سبحان الله چون ابواب رحمت الهى دايم گشوده مىباشد ، به مقتضاى كدام امر جمعى بى پايان از مؤمنان چون دزدان مىبايست از راه آب داخل باغ جنان گردند و سبب طغيان آب بى امان از خوردن نان بازمانند و جماعتى كه ارتفاع مكان [ گ 121 آ ] آن آستان آسمان بنيان را حرز جان ساخته بودند ، ساعت به ساعت دايرهء نجات را تنگ ديده دست از حيات مىشستند و يك روز تا هنگام عصر با كشتى طوفانى اصطبار و آرام ناچار در آن جزيره به دهشت و وحشت تمام مقام داشتند تا آنكه رفته رفته مژده آمد آمد نجات و رستگارى به گوش اميدواران رسيد و دست عنايت كردگار رخت حيات ايشان را از درياى خوف و خطر بيرون كشيد ، به مقتضاى
وَ غِيضَ
« 1 »
الْماءُ وَ قُضِيَ الْأَمْرُ
« 2 » آن زمين سير از سر تشنگى كه به بهانهء آشاميدن آب دهان به خوردن جوىهاى مردم گشوده بود ، لب از اداى
هَلْ مِنْ مَزِيدٍ
« 3 » فروبست و آن شعلهء جهان سوز از پا نشست . باقى ماندگان رجوع به منازل كرده ، ملاحظه نمودند كه شهر كسوت صحرا پوشيده و خانه‌هاى دشمنان چون روستاى يكدل با هم جوشيده ، بيوتات گوناگون در لباس بيگانگى و اتحاد كوشيده ديوارها از پا نشسته و تمييز و تشخيص از ميان برخاسته نه سقف را هواى خودنمايى و نه ديوار را ياراى پيش خود برپايى ؛ نظارگيان صاحب سرا را خانهء قلوب از ملاحظهء آن حال به سيلاب اندوه ويران گرديده و جمعى را كه سامان ساختن سرا و سرمايهء رفع آن واقعهء اندوه فزا بود به سر تعيين منازل و تميز آن امر
هامش
( 1 ) . متن : غاض . ( 2 ) . قرآن كريم : 11 / 44 . ( 3 ) . قرآن كريم : 5 / 38