تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
چون نهال حيات ديگرباره در زمين دل ريشه محكم كرده ، به فكر يوسف گم گشته ، يعنى بدرهء زر افكنده‌ى مىافتد و قرين تأسف به شهر رجوع مىكند . چون پيش از ساير گريختگان بازگشت نموده و هنوز ديگران را « 1 » گذر بر آن گمشدهء يوسف شعار نيفتاده بود كسيهء پر زر را به مهر خود بر شاطى شط و كنار دجله ملاحظه مىنمايد كه گوى مثال به ضرب صدمهء چوگان اقدام سكان آنجا بدان مكان رسيده ، هيچ كس را به جهت صيانت نقد حيات و گمان قرب وفات و مهات رغبت برداشتن آن نشده .

و ديگرى از وقايع

آمدن سيل و خراب شدن ابنيهء مدينة المؤمنين قم است كه آن نيز در اين سال اتفاق افتاده و شرح اين سانحه [ گ 120 ب ] به نوعى است كه رودى كه منبع آن جبال جرپادقان و مصب آن صحراى نمك قم است و از جنب آستانهء مقدسهء مطهرهء معصومه ستى فاطمه - صلوات اللّه عليها و آبائها المعصومين - جارى است در ايام تابستان زمين آن به علت بىآبى تفتيده‌تر از جگرتشنگان مىباشد در اين سال به علت كثرت ابرهاى پرشور و باران‌هاى پر زور نمودار
فارَ التَّنُّورُ
« 2 » گشته بىآنكه در بلده و حوالى آن اثرى از باران و نشانى از برق درخشان نمايان باشد آن طوفان بى گمان روى نمود و در آن اوان كه غريق تبار رحمت يزدان خليفه سلطان از وزارت ديوان معزول و در آستانهء خلدنشان به عبادت حضرت رحمن مشغول بود از جناب ايشان استماع شد كه شدت آن اهيه و صعوبت آن واقعه به مرتبه [ اى ] رسيد كه آب از چهار جانب بر آن بلدهء طيّبه استيلا يافته ، علامت روز نشور آشكارا گشت ، كشتى اعمار پير و جوان در آب افتاده نقش هستى صغير و كبير از لوح وجود نشسته شد . جمعى كه در جوار معصومه - رضى اللّه عنها - مىبودند به علت ارتفاع آن مكان خود را به صحن آستانهء متبركه رسانيدند و جمعى ديگر سالك طريق فرار شده به محالّ مرتفعه به فحواى
سَآوِي إِلى جَبَلٍ يَعْصِمُنِي مِنَ الْماءِ
« 3 » پناه بردند . پرى چهرگان مرغوله گيسو و لاله عذاران بنفشه مو كه در خدر عصمت و حجاب
هامش
( 1 ) . متن : ديگرنرا ( 2 ) . قرآن كريم : 23 / 27 ( 3 ) . قرآن كريم : 11 / 43 .
تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 268 | ميرزا محمد طاهر وحيد قزوينى / سيد سعيد مير محمد صادق