تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
دار السلطنهء قزوين به باد دم حيله و تزوير آتش افروز هنگامهء فساد شده به نيروى اقبال بىزوال به احسن وجهى آن شعلهء خس خاموش گرديد و ديگ پختن تمناى او از جوش نشست . تفصيل اين واقعه و شرح اين سانحه به موجبى است كه درويش رضا از طايفهء مانلو است و در بدايت حال [ گ 106 آ ] در زىّ قلندران و درويشان سياحت بسيار نموده و بلد اوضاع و اطوار هر ديار شده بالأخره در كافورآباد ، من اعمال قزوين ، لنگر اقامت انداخته مشغول شيّادى بل صيّادى گرديده به تقريبات با اصناف مردم طريقهء آشنايى مسلوك داشته به سخنان مزوّر دلفريب جمعى كثير و جمعى غفير را در دايرهء اطاعت درآورد و رفته رفته اعوان و انصار او ازدياد پذيرفته راه آمد شد هر طايفه نزد او گشوده گرديد و به سبب كثرت نذر از پلهء فقر و فاقه به مرتبهء غنا و توانگرى رسيده ، تهيهء اسباب ملوكانه نمود و اين معنى در دار السلطنهء قزوين اشتهار يافته ، چون مذكور شد كه خللى در اعتقاد او هست حكّام آنجا مشاراليه را در سنهء سابقه به شهر آورده احضار علما و سؤال بعضى مسائل ضروريه نمودند ، چون بر طبق سؤال اداى جواب نمود و مرتكب امرى كه عرفا بازخواست بايد نمود نشده بود او را به دستور مرخّص ساختند تا اينكه در اين اوقات مغرور كثرت اعوان و انصار شده به خيال فاسد هنگام صبح با جمعى از مريدان كه قريب به پانصد نفر بودند داخل دار السلطنهء قزوين شده در درون حصار امامزادهء واجب التعظيم شاهزاده حسين كه در خارج شهر قزوين است رحل اقامت انداخت و قبل از نزول در آن مكان با كثرت و جمعيت در خانهء شاهويردى بيگ تركمان ترخان كه در اين سال داروغهء دار السلطنهء قزوين بود رفته به تقريب آنكه بعضى سخنان حقيقت نشان دارد كه با مشاراليه گفته شود ، او را طلب داشت و مشاراليه به بهانه‌اى از بيرون آمدن تقاعد ورزيده وعدهء ملاقات به مكانى كه فرود آيند داده بود و بعد از نزول در آن مكان جمعى از مريدان به درون حصار درآمده در پيش مقبرهء ميرفغفور كه از مشاهير آن ملك بود حلقه زده گاهى ادعاى نيابت حضرت صاحب الزمان - صلوات اللّه عليه و آبائه - و گاهى اصالت آن نمود ، مدعى بودند كه بر طبق دعوى
تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 238 | ميرزا محمد طاهر وحيد قزوينى / سيد سعيد مير محمد صادق