رسانيد و حسين خان بيگ [ گ 104 ب ] توشمال باشى ولد مرحوم مزبور در عوض والد به رتبهء نظارت بيوتات سركار خاصّهء شريفه سرافراز گشته خدمت توشمال باشى گرى به شاهويردى بيگ ولد خلف بيگ سفرهچى باشى عنايت شد . و در همين اوقات خسرو بيگ غلام خاصّهء شريفه شرف امارت يافته به حكومت ايل جوانشير سرافراز گرديد و رستم خان ولد ولى محمد خان از خراسان وارد اردوى همايون شده احراز خدمت نمود و داود خان بيگلربيگى قراباغ برادر امام قلى خان و شاهويردى خان لر ولد حسين خان در همين ايام به شرف خدمت درگاه و الا رسيده مورد التفات گشتند و منصب شيرهچى باشيگرى به امير بيگ غلام خاصّهء شريفه مفوّض شد . و در همين سال جانى بيگ گراى خان تاتار وداع « 1 » ملك و مال نموده در عداد گذشتگان درآمد .
سوانح قوىئيل سنهء هزار و چهل و يك 1041 سال سيّم جلوس
تحويل نوروز اين سال در كربلاى معلّى فرموده به قصد زيارت نجف اشرف در حركت آمدند و بعد از ورود آن مكان جنت نشان طالباى مؤذن به اداى بانگ اذان قيام نموده به جايزهء اين معنى دهان او را پر از گوهر فرمودند و از آنجا متوجه دار السلطنهء بغداد گشته در حين ورود حلّه مقرر داشتند كه امرا و عساكر منصوره قلعهء آنجا را خراب نمايند و بعد از ورود دار الاسلام بغداد مستحفظ جهت آنجا تعيين نموده ، مبلغ يكهزار تومان تبريزى به جهت اخراجات تحويل حيدر بيگ يوزباشى قورچيان قراداغلو شد و مقرر داشتند كه امرا و عساكر منصوره تذقيهء خندق بغداد نمايند و از آنجا همعنان دولت و همركاب اقبال متوجه زيارات اماكن مقدسهء كاظمين و عسكريين - سلام اللّه على صاحبهما - شده بعد از شرف وصول روضات مطهّرات و نسق آن سركارات روانهء دار السلطنهء اصفهان گرديدند و در حين ورود به دار السلام بغداد رستم بيگ ديوان بيگى به ازاى حسن خدمات به رتبهء سپهسالارى سرافراز گشته بعد از ورود به دار السلطنهء اصفهان منصب تفنگچى
هامش
( 1 ) . متن : و وداع