مشاراليه به قتل والد [ گ 107 ب ] اقدام نمود و به جاى او به رتبهء قورچى گرى تير و كمان سرافراز شد و مير محمد طاهر سمنانى وزير عيسى خان نيز در همان روز مقتول شد ، عيسى خان مدتى در خانهء خود منزوى بود روزى به شب مىرساند ، بالاخره مقرر شد كه چراغ خان او را روانهء اردبيل نمايد و حسب الامر اعلى به تقريب بردن اردبيل در خارج اصفهان از دنبال اولاد روان شد . و در همين اوقات زينب بيگم صبيّهء نوّاب جنت مكان كه راتق و فاتق حرم عليّهء عاليه و دار المؤمنين كاشان به تيول مشار اليها مقرر بود از دخول حرم محترم ممنوع گشته تيولات او مقطوع گرديد . و هم در اين سال بحرى بيگ مامويى كه در زمان نوّاب گيتى ستانى به رسم حجابت روانهء الكاى هندوستان شده بود مراجعت نموده به شرف بندگى مشرّف گشت و پيكر خان قاجار به سعادت زمين بوس فايز گرديد .
سوانح پيچى ئيل سنهء هزار و چهل و دو 1042 سال چهارم جلوس
تحويل نوروز فيروز اين سال فرخندهء مآل را به عشرت و كامرانى در دار السلطنهء اصفهان فرمودند . و سوانحى كه در اين سال روى نموده ، اول آمدن سلطان بلاغى ولد سلطان خسرو نوادهء پادشاه مرحوم شاه سليم است كه بعد از رحلت مرحوم مزبور بر تخت سلطنت هندوستان جلوس نموده بود و بنابر غدر آصف خان شاهجهان بر او غالب شده حكم بر قتل او و ساير پادشاه زادگان آن سلسلهء جليله كرده ، آصف خان يكى از غلامان را كه به حسب صورت شباهتى به سلطان بلاغى داشته مقتول ساخته ، سر او را نزد شاهجهان فرستاده مشاراليه را مرخّص گردانيد و مومى اليه بعد از استخلاص از ضيق محبس مدتى در بلاد هندوستان به سر برد ، در اين وقت از راه دريا به قصد تقبيل آستان ملايك آشيان وارد بندر عباسى گرديد و امام قلى خان امير الامراء فارس ، حقيقت عرضه داشت پايهء سرير خلافت مصير نموده مقرّر شد كه لوازم تكريم و تعليم و اعزاز و احترام و تبجيل به عمل آورده بعد از ورود روانهء درگاه جهان پناه نمايد و امام قلى خان حسب الفرمان بدين خدمت بر وجه شايسته قيام نموده او را روانهء درگاه جهان پناه نمود و در حين دخول به دار السلطنهء اصفهان مقرر شد كه طالب خان اعتماد الدوله و رستم خان قوللر آقاسى