تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
آقاسى گرى نيز علاوهء آن خدمات شد . و در اثناى راه مقرر فرمودند كه سپهسلار سان ملازمان امراى عظام را ديده ، ايشان را مرخص فرمودند كه به الكاى خود [ گ 105 آ ] روند و به نفس نفيس ملاحظهء سان عوض و ارادت نموده به ساعت مسعود داخل دار السلطنهء اصفهان كه مركز دولت و مقرّ خلافت است گشتند و بعد از دخول دار السلطنهء مزبور مير بركه ايلچى سلطان خرم كه به درگاه جهان پناه آمده به توقف اصفهان مأمور بود با مير ظريف كه به رفاقت او آمده بود و ايلچيان فرنگ و گرجستان به شرف پاى بوس مشرف شده پيشكش‌هاى خود را از نظر اشرف گذرانيده ، و چون در اوقات توقف دار السلطنهء اصفهان عرايض صفى قلى خان بيگلربيگى عراق عرب مشعر بر آمدن روميه به درگاه جهان پناه مىرسيد ، مقرّر شد كه موازى سه هزار خروار غله توجيه و نقل قلعهء بغداد نمايند و مبلغ دو هزار تومان زر نقد فرستادند كه دست به دست خريدارى نموده ، تعدى بر احدى واقع نشود ؛ و مقرر شد كه امرا و مقربان و مردم در خانه و اربابان دار السلطنهء اصفهان موازى سيصد نفر شتر بالسويه داده آنچه از غلهء مزبور رسد ايشان باشد نقل نمايند و مبلغ سه هزار تومان خواجه محمد زمان انباردار جهت مواجب مستحفظان آنجا فرستاده شد . و در همين ايام شمسى خان قزاقلر و سليم خان شمس الدين‌لو را كه در جنگ روميه گرفتار شده بودند سردار روم مرخص ساخته به اتفاق ابراهيم آقا چاوش به درگاه جهان پناه ارسال داشته عريضهء مشتمل بر اظهار دوستى و تمهيد مصالحه ارسال نمود و امراى مزبوره دريافت شرف پاى بوس نموده ابراهيم آقا مشمول عنايات شاهانه گرديد ذو الفقار پاشا و صنع اللّه خواهرزادهء خليل پاشا حاكم حلّه را كه گرفتار شده بودند مرخّص ساخته با ساير گرفتاران به اتفاق چاوش مزبور روانه فرمودند و جانى بيگ شاملو به رسم حجابت روانهء استنبول شد .

شرح آمدن عبد العزيز ولد ندر محمد خان به تاخت خراسان

در ايامى كه رايات نصرت آيات به قصد محاربه و مجادلهء سردار روم متوجه دار السلام بغداد بود ، عبد العزيز سلطان ولد ندر محمد خان بنابر غرورى كه لازم سنّ شباب است با جمعى كثير از جماعت بى عاقبت اوزبك به قصد تاخت