تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
كوشش و حصول يأس از تسخير قلعه سپاهى و ينگچرى نقود حيات خويش را مغتنم دانسته بر سر سردار روم هجوم آورده سردار را تكليف مراجعت نمودند و سردار منكوب و مخذول قرين ندامت و خسران از پاى قلعه برخاسته از راه موصل روانهء ديار ادبار گشت و در حين روانه شدن قلعهء حلّه را تعمير نموده خليل پاشا را به نويد رجعت در سال آينده مستمال ساخته با جمعى از شجعان به محافظت آن قلعه تعيين نمود .

روانه شدن رايات نصرت آيات به بغداد

بعد از روانه شدن سردار رستم بيگ سپهسالار كه با عساكر نصرت مآثر به حدود بغداد نزديك بود ، به قصد تسخير قلعهء حلّه و استيصال خليل پاشا روانهء آن حدود گرديد و بعد از ورود به قرب قلعهء حلّه خليل پاشا مدتى به معاونت متانت حصار حلّه در مقام مدافعه و قلعه دارى درآمده آنچه مقدور او بود در آن سعى تمام مىنمود ؛ بالأخره از ستيز و آويز به ستوه آمده قلعه را خالى كرده فرار بر قرار اختيار نمود و عساكر نصرت مآثر از اين معنى آگاه گشته استعاره سرعت سير از برق و باد نموده قريب به شش هفت هزار از آن قوم را به ضرب تيغ آبدار مسافر دار البوار ساختند و آن قلعهء متين بعون عنايت خالق آسمان و زمين به حيطهء تصرف اولياى دولت قاهره درآمد .

قضايايى كه در اين سال فرخنده فال روى نموده

سهراب ارسطا و قراقل خان داماد طهمورث خان و از عظماى گرجستان بود از طهمورث اظهار رنجش نموده نزد سميون خان والى گرجستان كارتيل آمد و به دمدمه و افسون او را فريفته چنان خاطرنشان نمود كه با طهمورث يك رو كرده با او در مقام يكرنگى و اخلاص است و سميون خان نيز آن كذاب مفترى را ، مخلص راسخ الاعتقاد تصور كرده بر قول و فعل او اعتماد نموده بنابر صلاح و صوابديد مشاراليه به اتفاق او روانهء قراقل خان شد و آن غدّار ، انتهاز فرصت كرده به قتل او مبادرت نمود ، سر او را به نظر طهمورث كه عريضه و ايلچى و پيشكش به خدمت
تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 233 | ميرزا محمد طاهر وحيد قزوينى / سيد سعيد مير محمد صادق