اشرف فرستاده اظهار بندگى مىكرد انديشه نمود كه [ گ 104 آ ] مبادا اين حركت محمول بر آن شود كه به تحريك او واقع شده ، سهراب را مقتول ساخته سر او را به درگاه جهان پناه فرستاد . و هم در اين سال ايلچى اروس با تحفه و هداياى بسيار به خدمت اشرف آمده ، نامهاى مشتمل بر اظهار دوستى رسانيد و مشمول عنايات گشته رخصت انصراف حاصل نمود .
سانحهء ديگر
آنكه زمان بيگ ناظر بيوتات سردار خراسان كه حسب الرقم اشرف مقرر شده بود كه روانهء درگاه جهان پناه شود ، در اثناى سفر با موازى دو هزار نفر تفنگچى به خدمت مشرف شد و مقرر گرديد كه به اتفاق خان احمد خان روانهء شهر زور شده ، قلعهء آنجا را كه به محافظت مصطفى پاشا مقرّر است انتزاع نمايد و زمان بيگ حسب الفرمان به اتفاق خان احمد خان روانه شده به محاصرهء قلعهء شهرزور اشتغال نمود . و بعد از امتداد ايام محاصره مصطفى پاشا با جمعى از روميه كه به محافظت مأمور بودند ، سالك طريق فرار شد و زمان بيگ از اين معنى واقف گشته متعاقب روانه شده روميان به ملاحظهء آنكه از پيش سپاه منصور بيرون رفتن متعذّر است به ناچار هنگامه آراى قتال و جدال گرديدند و بعد از مقابله و مقاتله هبوب نكباى نكبت و انكسار خاك ادبار بر فرق آن گروه خذلان پژوه بيخته ، مغلوب و منكوب شده قرب يكهزار و پانصد نفر از دليران آن قوم در معركهء نبرد قتيل و اسير گشته ، بقية السيف آوارهء باديهء گمنامى گشتند . و در آن معركه مصطفى پاشا زخم منكر يافته به حركات مذبوح خود را به كركوك رسانيد و كركوك جان به قابض ارواح سپرد و در حينى كه روميه به تجهيز جثهء او اشتغال داشتند بعضى اكراد به سر وقت ايشان رسيده سر او را بريده نزد سردار لشكر نصرت اثر آوردند و حقيقت معروض پايهء سرير خلافت مصير گردانيده ، مقرر شد كه قلعهء شهر زور را خراب كرده رؤوس قتلى و گرفتاران و غنايم را به نظر كيميا اثر رسانند و مشاراليه حسب الفرمان آن قلعه را ويران كرده روانهء درگاه معلّى شد . و در اثناى راه به اجل طبيعى وداع هستى نموده به عالم بقا پيوست ، و خان احمد خان سرهاى مقتولان و اختر مه را به نظر انور