حسب الصلاح او به خدمات قيام نمايند .
شرح محاصره نمودن خسرو پاشا سردار روميان دار السلام بغداد را و خايب و خاسر برخاستن به عنايت حضرت رحمن
خسرو پاشا سردار روم بعد از مراجعت از درجزين روانهء دار السلام بغداد شده ، شروع در بردن سيبه و انداختن توپ نموده ، امور سيبه بردن را به پاشايان و امراى رومى قسمت نموده ، شب و روز خورد و خواب بر خود حرام كرده در اين امر سعى مىنمودند و صفى قلى خان شير على و ميرفتاح و ساير امرا و مين باشيان و يوزباشيان قزلباش نصرت تلاش كه در قلعه بودند به مدافعه و محاربهء اعادى دين مبين قيام نمود لحظهاى از زد و خورد نمىآسودند ، و در اوقات محاصره كه تا چهل روز امتداد داشت از شام تا بام و از بام تا شام بلافاصله مشغول ناورد و كشش و كوشش و نبرد بودند و روز چندين مرتبه فدايى وار بر سر سيبههاى آن قوم ريخته جمعى كثير از آن مدبران طعمهء تيغ آبدار مىنمودند ، با آنكه روميان به ضرب توپهاى ثعبان نشان آتش فشان بعضى از بدنهاى قلعه را هموار كرده هجوم آورده يورش نموده و در آن روز ستيز و آويز كه نمودار روز رستخيز بود جمعى كثير از مخالفين داخل شير حاجى شده نزديك به آن رسيده بود كه چشم زخمى به مستحفظان قلعه رسيد ، به عنايت حضرت سبحان و اقبال بى كران نوّاب خاقان رضوان مكان سياوش بيگ غلام صفى قلى خان كه در ميان شجعان به مردى و دليرى از همه در پيش بود ، با فوجى از پردلان رزم جوى كه مهياى معركهء قتال و نايرهء جدال مىبودند دست و بازوى مردانگى گشاده به زخم شمشير و ضرب تفنگ و منع جمعى كه پاى جرأت پيش گذاشته ارادهء دخول قلعه داشتند ، نمودند و غازيان نصرت نشان دست به كشش و دفع جمعى كه داخل حصار و درون قلعه شده بودند گشودند و در آن روز قريب به دو هزار نفر از شجعان آل عثمان كه ثبات قدم و جرأت و جلادت ورزيده بودند شربت ناگوار نيستى نوشيده به صحراى عدم پيوستند [ گ 103 ب ] و احمد پاشاى شام كه به مزيد جرأت از آن قوم ممتاز بود ، در آن غوغاى قيامت اثر زخمدار گرديده روانهء ديار نيستى شد و بعد از وقوع يورش و