تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى ) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
هم تلگراف به سيد نمود و آمدنش را بطهران تقاضا كرد تا آنكه سيد از راه شيراز و اصفهان وارد طهران شد در طهران در خانه مرحوم حاج محمد حسن امين الضرب منزل كرد ناصر الدين شاه نهايت احترام را از سيد نمود و مراعات مقامات عاليه سيد را ميكرد علماء و بزرگان و رجال دولت و خواص ملت اطراف سيد را گرفتند سيد بدون ملاحظه و مداهنه ليلا و نهارا سرا و جهادا در بيدارى ايرانيان ميكوشيد انجمنهاى سرى تشكيل يافت و اسرار نهفته گفته آمد . مرحوم ذكاء الملك گفت وارد شدم بر سيد و او را دريائى از علم و فضل ديدم و ان من البيان لسحرا در نطق و بيان سيد پيدا بود هفت زبانرا به خوبى تكلم ميكرد فارسى ، تركى همدانى ، تركى اسلامبولى ، فرانسه ، روسى ، انگليسى ، عربى ، افغانى و عبرى را هم ميدانست خلاصه گفت عالمى مانند سيد قبل از آن و بعد از آن نديدم . مرحوم شيخ محمد حسن شريعتمدار مدعى شد كه با سيد مباحثه علمى كند ولى از عهده‌اش برنيامد و مغلوب گرديد اگرچه شيخ مرحوم گفت سيد جمال الدين خلط مبحث كرد لكن سيد جمال الدين كسى نبود كه در مباحثه بىانصافى كند . حكايت كرد مرا كسى كه او را غرضى نبود كه هيبت سيد شيخ را مبهوت كرد . مرحوم ميرزا ابو الحسن جلوه هم طرف مذاكره با سيد شد ولى به حدى از سيد مغلوب شد كه كينه سيد را همواره داشت . بارى پادشاه ايران بر سيد متغير و خاطرش از او رنجيده اظهار بىميليش را نسبت به سيد ظاهر نمود چون سيد بىميلى ناصر الدين شاه را درباره خود تفرس نمود لذا اجازه مسافرت خواسته به طرف روسيه مهاجرت نمود در سفر دويم ناصر الدينشاه در مونيخ پايتخت بافاريا ( باوير ) كه جزو آلمانست سيد را با ناصر الدينشاه ملاقاتى دست داد ناصر الدين شاه از سلوك با سيد اظهار بىاطلاعى و ندامت كرد و اصرار برآمدن سيد بايران كرد تا سيد را راضى نمود و پس از مراجعت شاه سيد ورودش را بدوستانش اطلاع داد حاج سياح ميگويد من بتوسط ميرزا رضا پيغام دادم كه لدى الورود بر امين السلطان وارد شود و منزل خود را خانه امين السلطان قرار دهد تا اينكه امين السلطان از سيد در نزد شاه بد نگويد لكن سيد قبول نكرد و بر حاج محمد حسن امين الضرب وارد گرديد اين دفعه مردم بيشتر دور سيد را گرفتند مجالس سرى برپا شد امين السلطان شاه را ترسانيد كه عما قريب حوزه سلطنت ايران از هم خواهد پاشيد شاه ناچار بحاج محمد حسن امين الضرب نوشت كه عذر سيد را به خوبى بخواهد امين - الدوله قبل از رسيدن دستخط بامين الضرب به سيد اطلاع داد لذا سيد قبل از ديدن دستخط شاه نقل مكان كرد بزاويهء حضرت عبد العظيم و مدت هفت ماه و چند روز در زاويه مقدسه بدعوت خلق اشتغال داشت و مفاسد سلطنت استبدادى را بمردم رسانيد مردمرا آگاه كرد بحقوق خود و پيوسته ميگفت من با ظالم و مظلوم هردو عداوت دارم ظالم را براى ظلمش دشمن دارم مظلوم را براى اينكه قبول ظلم مىكند و سبب جسارت و ظلم ظالم مىشود . از آن جائى كه بايد ادعايش را برهانى تكذيب نمايد خودش مظلوم واقع شد چه امين السلطان در مقام تخويف ناصر الدين شاه برآمد و از سيد سعايت نمود و بشاه عرض كرد عما قريب دولت ايران را جمهورى خواهد نمود دوستان سيد هم در مجالس علنا مطالب سيد را ذكر مينمودند تا آنكه پادشاه ايران