تحصيل بود مدتى هم در اصفهان و مشهد مشغول تحصيل بود از آنجا به طرف افغانستان مسافرت نموده و در آنجا زبان انگليسى را فراگرفته بحسن خلق و فضل و دانش محبوب رجال دربار گرديد چنانچه سابقا ذكر شد خانه مسكونى سيد امروز در اسدآباد معلومست طايفه و فاميلش را همهكس ميشناسند .
جناب آقا ميرزا على مجاهد همدانى كه از موثقين است گويد من خواهر سيد جمال را در چند سال قبل در اسدآباد ملاقات نمودم جناب عليخان امير تومان پسر مرحوم صاحباختيار بنگارنده گفت دو خواهرزاده دارد سيد جمال الدين ميرزا شريف و ميرزا لطف اللّه كه در اسدآباد موجود و مباشر آنجا ميباشند و اينطايفه اباعن جد در اسدآباد مشغول رعيتى بوده و ميباشند . و نيز گفت زمانيكه سيد جمال الدين بطهران آمد بملاقاتش رفتم و در مجلس مذاكره از فاميلش كردم سيد تجاهل كرد و فرمود شنيدم اسدآبادى در نزديك همدان است كه اهاليش بسيار جاهل و عاميند . چون دانستيم كه تجاهل مىكند لذا ساكت شدم .
جناب آقاى طباطبائى فرمود كه پسر عموى سيد جمال الدين آقا سيد هادى در مدرسهء چاله حصار طهران تحصيل مينمود و سيد از اهل اسدآباد است . طايفه صاحباختيار ميگويند سيد كمال برادرزاده سيد جمال الدين اليوم در اسدآباد است .
بارى بودن سيد جمال الدين از اهل اسدآباد بتواتر ثابت و مسموع گرديد لكن سبب اينكه سيد خود را بافغان نسبت داد و جدى در اين امر داشت معلوم نبود تا اينكه در اين ايام يكى از موثقين گفت از خود سيد جمال الدين سبب را پرسيدم جناب آخوند ملا آقاى طالقانى معروف بشيخ الرئيس نقل كرد از جناب آقا سيد اسد اللّه خرقانى كه اليوم در نجف در اداره آقاى خراسانى و از بزرگانست شنيدم كه گفت از سيد جمال الدين سبب را پرسيدم جواب داد چون افغان در جائى گونسل ندارد من خود را بافغان نسبت دادم كه از دست گونسلهاى ايرانى آسوده باشم و در هر شهرى كه ميروم گرفتار گونسل نباشم .
جناب حاج سياح محلاتى كه از دوستان سيد مىباشد مذكور ساخت چون سيد جمال الدين مقصد بزرگى داشت دربارهء ايران لذا خود را بافغان نسبت داد تا از صدمه و اذيت ناصر الدينشاه محفوظ بماند .
خادم و مصاحب سيد كه معروف بعارف افندى است ابو تراب ناميست از اهل ويدر زرند ساوه كه برادرش خادم مدرسهء چاله حصار است و مشهدى على اكبر نام دارد و خود عارف افندى نوكر جناب آقا ميرزا سيد محمد طباطبائى بود در زمانيكه سيد جمال الدين وارد طهران گرديد ابو تراب مجذوب سيد جمال شده از حضرت آقاى طباطبائى اذن و مرخصى خواست و خود را بعنوان خادمى به سيد بست و با سيد مسافرت نمود و از تربيت و انفاس قدسيهء سيد نگذشت مدتى كه بعارف افندى و مصاحب سيد جمال الدين معروف گرديد .
زمانى كه سيد جمال الدين عازم نجد بود به بوشهر وارد شده تلگرافى از طرف حاج احمد خان كيا به سرتيپ مسقطى پدر سديد السلطنه حاليه از بوشهر خبر داد كه سيد وارد بوشهر شده است از طرف دوستان و هواخواهان سيد تلگرافا و كتبا اصرار درآمدن سيد بايران شد در اين اثنا ناصر الدينشاه
تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى ) — صفحة 61
مساهمون: ناظم الاسلام كرمانى
ص٦١