تا ديشب گذشته كه به زيارت دستخط مباركى كه فقراتش مبنى بر كمال بىمرحمتى و سلب مراحم ملوكانه و عواطف خسروانه و منتج عكس امنيه و آمال و خلاف خدمات و دولتخواهىها بود مشرف شده لازم بل متحتم دانسته كه درصدد رفع بعضى از شبهات كه شايد ناشى از عرايض بعضى از مغرضين هداهم اللّه الى صراط المستقيم باشد برآيم كه خاطر عاطر بندگان اعليحضرت همايونى را آسوده و فارغ و بىمرحمتى مبدل بكمال مرحمت و انشاء اللّه مشمول مراحم كامله ملوكانه و مكارم شامله خسروانه شوم . لذا بشرف عرض بندگان اعليحضرت همايونى مىرساند كه حالت خلوص و دعاگوئى كليه دعاگويان خاصه دعاگو نسبت بسلطان اسلام مد اللّه اظلا اللّه على رؤس الخواص و العوام بمرتبهايست كه گوش از بيان و تحديدش كر و اصمّ و لسان از توصيفش الكن وابكمست و بنابراين مطلب گذشته از آنكه از مستقلات عقليه بل از فطريات اوليه است نفوس مطلوب حضرت احديّت عزّ اسمه و منظور حضرت ختمى مرتبت صلى اللّه عليه و آله و سلم است چه سلطان اسلام حامى دين مبين و حافظ شريعت سيد المرسلين و استقرار دولت و دوام سلطنتش موجب بقاى امن و امان كه اعظم نعماى الهيه است مىباشد و بالضرورة نفس مباركش مورد مراحم الهيه و مشمول حفظ و تأييد مكارم غيبيه خواهد بود و با اينمطلب چگونه مىشود كه تساهل در امتثال امر احضار شود و بدون عذر عقلى تمارض نموده و معتذر شده متقاعد از شرفيابى گردد با آنكه خود استدعاى مجلس اجتماع را نموده و سبب حضور ساير علماء شده و معلومست كه مقتضاى اتحاد دولت و ملت و خلوص مفرط بدعاگوئى و دولتخواهى صميمى كه شهد اللّه و كفى به شهيدا مشوب بهيچگونه از اغراض فاسده عاطله و خيالات كاسده باطله نيست آنست كه اگر مطلبى را ببيند كه خالى از صلاح دولت و ملت بل موجب فساد انتظام امور مملكت و سلطنتست با حسن الوجوه دفع و بداعى حفظ نفس نفيس سلطنت كه اعزّ نفوس است مهما امكن متقاعد از رفعش نشوند و از اين قبيل است عرايض صادقانه جناب مستطاب حجة الاسلام آقاى ميرزاى شيرازى سلمه اللّه تع در خصوص امتياز دخانيات و مداخله خارجه در داخله مملكت ايران و دعاگو و ساير دعاگويان كه كرارا تلگرافا بعرض حضور مبارك رسانيده و مفاسد اين امر را مشروحا نصب العين اولياى دولت قوى شوكت نموده كه موجب اخلال نظام امر مملكت و رفتهرفته سبب عدم استقلال سلطنت و على الانصاف هادم اساس دين مبين و ما فى غرض از صدمات و ابتلاءآت حضرت خاتم النبيين صلى اللّه عليه و آله و بعثت انبياء و مرسلين است و چون مدت متمادى از زمان عرض عريضه گذشت و به زيارت جوابيكه حاكى از رفع كليه اين بليه كبرى و مفسدهء عظمى كه ناشى از سوء تدبير اولياى دولت قوى شوكت است باشد مشرف نگرديدند چنين گمان كردند كه شايد اولياى دولت مساهله در عرض و ايصال عرايض كرده و مفاسد اين امر را اغفال نموده باشند و يا بواسطه تنجّز امتياز و استيلاى كمپانى ممتاز سلب قدرت از رفعش شده متمكن از اصلاحش نباشند تأملات و افكار نموده بل انتصار از اولياى دين مبين نموده و بوجهى كه نه موجب كشف خلاف كلمهء دولت و نه سبب شق عصاى كلمهء رعيت باشد طريقى را انتجاب و انتخاب فرموده و مردم را از استعمال تنباكو و توتون منع نموده كه بدون ترتب مفسده بالاضطرار موجب انصراف شود قهرا رفع مينمايد و ساير علماء هم يا انشاء بواسطه رفع اين مفسده مؤبقه و يا اقتداء اين طريق را احسن الوجوه و اقرب الطرق دانسته موافقت و متابعت نمودند و چون رفع اين مفسده بجز رفع
تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى ) — صفحة 16
مساهمون: ناظم الاسلام كرمانى
ص١٦