دست بغليان و ساير دخانيات نميرسانيدند .
از علماء طهران آقا سيد عبد اللّه بهبهانى تبعيت ميرزاى آشتيانى را ننمود كه اولا من مقلد نيستم و مجتهدم و ثانيا اين صورت حكم كه نسبت بجناب ميرزاى شيرازى ميدهند حكم است يا فتوى اگر حكم است كه بايد بين مدعى و مدعى عليه و در مقام ترافع باشد و اگر فتوى است كه بايد كليت داشته باشد و فتوا نسبت بمقلدين لازم العمل است نه نسبت بمجتهد بارى جنابش با حضرات همراهى نفرمود . مرحوم حاج شيخ هادى نجمآبادى هم در مجالس مذاكره حاضر نشد لكن پيغام داد من استعمال دخانيات را مطلقا حرام ميدانم مخصوص بوقتى دون وقتى نيست و اگر بناى آقايان بر حركت از طهران و مهاجرت بعتبات شد اول كسى كه ردا بر دوش كند و با پاى پياده مهاجرت نمايد من ميباشم بنده نگارنده در مجلس مرحوم حاج شيخ هادى بودم كه اين مذاكره را فرمود از پارهء مكاتيب و تلگرافاتى كه در امر تنباكو بين اولياى امور مكاتبه و مخابره شده است و ما بدست آورديم بسيارى از نكات و دقايق استنباط مىشود و ما بدون ملاحظه ترتيب نخست مكاتيب سپس تلگرافات را درج مينمائيم نوشتجاتيكه از طرف ناصر الدينشاه صادر شده است اكثر آنها به خط خود ناصر الدينشاه نوشته شده است .
دستخط اعليحضرت ناصر الدين شاه به حضرت مستطاب حجة الاسلام ميرزاى آشتيانى
جنابا بعضى احكام بود خواستم با يكنفر زبانى براى شما پيغام بدهم ديدم مفصل بود بهتر دانستم بنويسم و بعد از آنكه اين دستخط را ملاحظه كرديد جواب عرض نموده و همين دستخط را پس بفرستيد بحضور .
در فقرهء عمل دخانيات هيچكس عقل كل نيست و احاطه كلى در بشريت منحصر است بوجود پاك پيغمبر ما عليه السلام و الصلاة انسان گاهى يك خيالى و كارى مىكند بالاخره از آن پشيمان مىشود در همين عمل دخانيات مدتى بود كه من ميخواستم انحصار داخله را از كمپانى فرنگى سلب نمايم و بجناب امين السلطان دستور العملها داده بودم كه كمكم با فرنگيها حرف زده طورى بكند كه هم عمل داخله انجام بگيرد و هم آنها نتوانند ايرادى بگيرند و از دولت خسارات عمده مطالبه كنند و مردم هم آسوده از اين مداخله داخليه فرنگيان كه الحق مضر بود شوند مشغول و در تدارك بوديم كه اين انتشار حكم ميرزاى شيرازى در اصفهان يا جعلا يا حقيقة بروز كرد و كمكم بطهران رسيد و شما كه علماء عاقل بزرگ هستيد بدون اطلاع دادن بدولت بدهن خواص و عوام انداختيد كه غليانرا ترك نمائيد و اينهمه قال و مقال و اسباب بىنظمى را در پاىتخت فراهم آورده آيا بهتر نبود كه متفقا يا تنها عريضه ميكرديد در دفع عمل ما هم كه در تدارك بوديم بدون اين هاىهو و ترك غليان همينطور كه بانجام رسيد احكام صادر ميشد بعد از آن از جاجرود بجناب امين السلطان و نايب السلطنه حكم شد مجلسى از علماء و وزراء فراهم بياورند سئوال شود كه خلاف شريعت در اين قرارنامه در كجاست بنمائيد تا رفع شود مجلس اول همه حاضر شدند بجز شما كه تمارض كرده بوديد جهة و معنى اينرا نفهميدم مجلسى كه به حكم