تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى ) — صفحة 11

مساهمون:

ص١١
كنى و بسامراء توقف نمائى كه امروز مركز علم است و منبع فضل و مهبط رجال از علماء است و محط رجال فقها و بالجمله روانه شدم و بر چيزى كه زياد متأسف بودم فرقت ابوين و دورى احباب بود ( يقولون ان الموت صعب و انّما مفارقة الاحباب باللّه اصعب ) و از ميانه دوستان و همصحبتان دورى جناب آقا يحيى برادر مرحوم استاد بيشتر بود كه ده سال فزون ليلا و نهارا با من انيس و جليس بود رفيق حجره و همخوابه گلستان بوديم و بهترين ايام زندگانى ما همان ايام بود كه باهم زندگانى داشتيم مختصر شرح حال زندگانيش از اين قرار است : والد ماجدش مرحوم حاج آقا احمد فقيه كرمانى بود تولدش در ربيع الاول سنهء ( 1287 ) و چون از مكاتيب ابتدائى فارغ شد براى تحصيل مقدمات عربى از جانب حاج شيخ ابو جعفر برادر و الا گهرش به اين بنده سپرده شد و ده سال فزون پيوسته باهم بوديم تا سطح شرح لمعه و قوانين را تا قبل از مسافرت من ديد و از ادبيات و رياضيات بهره كافى بدست آورد و از تاريخ و هيأت و جغرافيا نصيبى وافى برد چون من سفر كردم بواسطه ازدواج نتوانست سفر كند بضرورت مفارقت بين ما واقع شد و از اين رهگذر هفده سال دلتنگ بودم تا سنهء ( 1325 ) كه به سمت وكالت مجلس مقدس ملى از جانب كرمانيان منتخب شد و در ربيع الاول اين سنه با برادرم شمس الحكماء كه هم سن ايشان و همدرس و هم‌شغل در وكالت وارد دار الخلافه شدند و در روز ورودشان احترام فوق العاده از ايشان به عمل آمد و استقبال خوبى از ايشان كردند و همواره براستى و درستى خدمت كرد و مورد هيچگونه ايرادى واقع نشدند با اينكه كلى ضرر جانى و مالى را متحمل شدند و هيچگاه اظهار شكايت نكردند و بنهايت عفت و پاكدامنى در طهران بسر بردند و در ايام فترت و تعطيل مجلس نيز متوقف و منتظر فرج و هم‌اكنون چشمم بوجود ايشان روشن و دلم گلشن و از آثار ايشان تاريخ هفت هزار سال كه از ظهور آدم ابو البشر تا سنهء ( 1327 ) وقايع معظمه را فهرست نموده از ظهور انبياء و حكما و علماء و عرفاء و جلوس سلاطين و اختراعات عمده و غيره و تاريخ كرمان و جغرافياى آنسامان و كتابهاى كوچك در هيئت و جغرافيا كه مشاهده نمودم . بالاخره در محرم ( 1309 ) از شهر كرمان هجرت كرده چون ميل داشتم قدرى هم تحصيل حكمت الهى كرده باشم بطهران آمدم و بدرس مرحوم ميرزاى جلوه حاضر شده ولى استفاده كامل در حوزه درس مرحوم آقا سيد شهاب الدين شيرازى نمودم و حاضر درس مرحوم حاج ميرزا حسن آشتيانى و مرحوم حاج شيخ هادى نجم‌آبادى نيز ميشدم و از هردو بزرگوار فوايد كلى بردم .

در بيان واقعهء رژى

در سنهء ( 1309 ) كمپانى رژى امتياز دخانيات را از ناصر الدينشاه گرفت كه بيع و شراى دخانيات منحصر بيك اداره باشد و بعوض چند كرور بشاه و درباريها داد و بهمهء بلاد ايران گماشتگان فرستاد و اداره خود را داير نمود حتى در قرى و دهات كس فرستاد و بمردم سخت گرفتند بزرگان ايران از علماء و غيرهم بر معايب و وخامت اين عمل واقف شدند كه امروز دخانيات محدود شد فردا نمك و روز ديگر هيزم و ذغال و آب و غيره و بازاى آن مبالغى گرفته خواهد شد و صرف آبادى مملكت نخواهد شد يا تفاوت مواجب فلان شاهزاده است يا مدد معاش فلان آقازاده يا خرج مسافرت فرنگ يا نياز خانم قشنگ ملت متضرر شده است نفع را خارجه برده و بر مملكت هم مسلط و نفوذ تامى حاصل خواهند كرد جمعى