تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى ) — صفحة مقدمه 31

مساهمون:

صمقدمه ٣١
ناظم الاسلام در كرمان - چون بكرمان وارد شد بلافاصله در دادگسترى ( محكمهء استيناف ) به كار قضا مشغول گرديد در آنوقت عدليهء كرمان مانند دادگستريهاى ديگر داراى بودجه مقرر و مرتبى نبود و از اكثر ادارات و محاكم حقوقى و دادگسترى از حيث بىحقوقى مختلتر بود و به همين ملاحظه و روى احتياج كمتر قاضى و عضو محكمه و دادگاهى ميتوانست دامان خود را پاك نگاهدارد و از هديه و رشوه مصون ماند و عامل مهم تضييع قضات و انحراف آنان از راه راست و نيز آلودگى اعضاء دفترى در كرمان غالبا بعض وكلاء عدليه در آن زمان بودند كه قبلا بر در خانهء مجتهدينى كه محاكمه ميكردند بمحررى اسناد و وكالت اشتغال داشتند و در اينموقع عنوان وكالت عدليه بر خود گذاشته و همان اعمال سابق قديم را بعدليهء جديد كشيده بودند و به زور هديه و رشوه‌هاى شبانه از قضات بنفع موكلين خود حكم صادر مىكردند . در چنين موقعى ناظم الاسلام دزد زده و تهيدست در چنان عدليهء به قضا اشتغال ورزيد و با آنكه كمال احتياج را داشت و حقوقى مقرر هم عايد وى نميشد و ابواب همه‌گونه استفاده براى او و به روى وى باز بود معذلك از اكثر قضات پاكتر و تميزتر ماند و بد از بوتهء امتحان برنيامد و اين صيانت نفس در چنان اوضاع و احوالى خالى از اهميت نبود . بىمناسبت نيست كه بتشريح روحيهء وى در اين بازگشت بموطن اصلى نيز بپردازيم : ناظم الاسلام در اين برگشت به وطن اصلى خود كرمان ميرزا محمد و ناظم الاسلام اول يعنى قبل از مسافرت نبود ، در اول با يك عقايد تعصب‌آميز و يك فكر محدود از كرمان رفته بود و در اينموقع با اخلاق و افكار تعديل شده برگشته بود . محيط تهران و ورود در دستهء آزاديخواهان و اطلاع از دنياى وسيعتر اخلاق او را تصفيه و سطح فكر او را بالا برده و جامه‌هاى ضخيم تعصب‌هاى بىمورد را از روح وى انتزاع كرده بود و چون معتقدات و مكنونات قلبيهء خود را اظهار ميكرد گاهى گفتارش در پيش عامهء منهمك در تعصبات محلى غريب مىنمود . در اين بازگشت نخست مجتهدين كرمانرا با بعض امور از قبيل سحرخيزى و قيد به نماز صبح در اول وقت و مقيد بودن بظواهر شرع مقدس و حكم ندادن مخصوصا حكم ناحق بيازمود و معدودى كه از امتحان وى خالص بيرون آمدند در نظرش خوب جلوه كردند و در اين پيش‌آمد بافرادى خوشبين گرديد كه شايد قبلا روى عادت به آن اشخاص خوشبين نبود و اين تغيير عقيده يا خوشبينى را هم دربارهء آن عده در دل نگاه نداشت و صريحا بيان ميكرد و البته آنگونه اظهارات بر طبع ديگر مجتهدين خاصه مخالفين آن عده كه مورد پسند ناظم الاسلام واقع شده بودند زياد هموار نبود « 1 » مخصوصا سالى ده روز
هامش
( 1 ) چون هنوز در كرمان موطن و مولد نگارنده و ناظم الاسلام تعصبات چندى وجود دارد نگارنده از شرح بيانات ناظم الاسلام و تمجيد او از افراد و تصريح بنام آن اشخاص خوددارى كرد خاصه كه وى و كسانى كه از ايشان انتقاد و يا بايشان اظهار اعتقاد ميكرد همه از اين گيتى رخت بربسته‌اند و رحم اللّه معشر الماضين .
تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى ) — صفحة مقدمه 31 | ناظم الاسلام كرمانى