سيد محمد صادق مزبور هم نسبتى داشت اينمرد با آنكه داراى فضل و علم بود به خوبى از عهدهء اداره امور مدرسه برنيامد يا ذوق وى با آن امر توافق نداشت لذا ناظم الاسلام را بمدرسه دعوت و امر نظم مدرسه و بعض دروس را بعهدهء وى واگذار كردند او هم چون ناظم مدرسه گرديد تا حدى ابراز لياقت كرد و امور را اداره نمود و تمام كارهائى را كه بعهدهء سيد حسن خان بود قبضه كرد و ضمنا بتأليف و تصنيف ميپرداخت خاصه تأليفاتى كه تناسب با محيط مدرسه و تدريس در آن داشت ( از قبيل شمس التصاريف كه تحت نظر وى بنام برادرش مرحوم ميرزا هدايت اللّه شمس الحكماء كرمانى تأليف و چاپ نمود و سالها جزو كتب مدارس در همه ايران بود و نيز شمس اللغات و غير آن )
در عين حال بتدريس علوم ادبى عربى كه بالاتر از حدود تحصيلى محصلين مدرسهء اسلام بود ميپرداخت ، از آقاى سيد محمد صادق طباطبائى شنيدم كه گفتند « من رئيس مدرسه بودم و در همان حال در نزد ناظم الاسلام درس مطول ميخواندم » در همان اوقات كه مدرسهء اسلام شهرت و اهميتى يافت و مورد توجه رجال دولت گرديد و مخصوصا اتابيك ميرزا على اصغر خان بدان متوجه شد آقاى آقا سيد محمد صادق طباطبائى لقب ناظم الاسلام را براى ميرزا محمد كرمانى ( گويا بمناسبت ناظم مدرسهء اسلام بودن ) رسمى كردند و فرمان آن را از اتابيك صدر اعظم وقت صادر نمودند - چنان برميآيد كه اتابيك به همين سبب با ناظم الاسلام كرمانى آشنائى حاصل كرد و در همين اوقات يا به خواهش وى و يا براى توجه و جلب او ناظم الاسلام اقدام بترجمهء پارسى مقامات حريرى نموده باشد در اين ترديد نيست كه ميرزا على اصغر خان اتابيك دستور داد كه متن مقامات حريرى به خط نسخ ممتاز و ترجمهء آن به خط نستعليق ريز و خوب در زير عبارات عربى با مركب چاپ روى كاغذى مناسب براى برگردانيدن روى سنگ چاپ تحت نظر ناظم الاسلام مترجم مقامات نوشته و آماده شود و اين كار انجام يافت « 1 » اما توفيق چاپ آن حاصل نگرديد .
يكى ديگر از تأليفات ناظم الاسلام كه نگارنده بر آن اطلاع دارد كتابى است در علايم ظهور حضرت بقية اللّه ص كه معروف بعلايم الظهور است و بچاپ هم رسيده ولى اطلاع دقيقى از سال تأليف و تاريخ چاپ آن نداشت كه صريحا بنگارد .
با نزديك شدن زمان مشروطيت و بلند شدن زمزمهء قانونخواهى و عدالتطلبى و آزادى و درآمدن ناظم الاسلام بمحافل طلاب پرشور قانونطلب توجهش رفتهرفته از مدرسه و تدريس و تأليف برداشته شد و بسياست و تشكيل انجمنهاى سرّى و تأسيس روزنامه و نشر مقالات پرداخت چنان كه همقدم فرهنگى وى آقاى طباطبائى همچون بامور سياسى پرداختند و سپس وكيل شدند نتوانستند به كار رياست مدرسهء
هامش
( 1 ) نگارنده اوراق استنساخ شده و ممتاز را در نزد ناطم الاسلام ديدم و چون خود مقامات حريرى را در نزد پدرم ( مرحوم آقاى حاج سيد باقر تبريزى ) درس خوانده بودم و موارد مشكل آن را ميدانستم در آن اوراق به چند مورد مشكل مخصوصا مراجعه كردم و ديدم ناظم الاسلام آن موارد را درست ترجمه كرده از اينرو ميتوان گفت كه روى آن زحمتى كشيده بوده و فقدان آن نسخه قابل تأسف است .