كتاب تاريخ بيدارى ايرانيان از قلم و نتيجهء زحمت جناب مستطاب آقاى ناظم الاسلام كرمانى سلمه الله تعالى از جمله كتب نافعهء مفيده از حيث سلامت الفاظ و صحت معانى داراى كمال امتياز است . وزارت معارف اجازه طبع آن را بمؤلف محترمش داده غدغن اكيد مينمايد كه بىاجازه ايشان ديگرى مداخله در طبع آن نكند و اين حق مخصوص خود ايشان باشد
وزارت معارف
بسم اللّه الرحمن الرحيم
بنده ضعيف فانى ابن على محمد الشريف الكرمانى مدعوّ بناظم الاسلام چنين مينگارد . گاهى كه از درس و تدريس و تأليف و تصنيف علوم متداوله معموله زمان دماغم خسته و خاطرم را ملالى حاصل ميشد قدرى مشغول مطالعه كتب تواريخ و وقايع گذشته ميشدم تا آينده را از گذشته قياس كنم و از حوادث ماضيه عبرت گيرم پس از مطالعه كتب تاريخ ايرانى آنچه مقصود بود نيافته زيرا كه بعضى از آن كتب پر بود از شرح حالات سلاطين بعبارات متملّقانه كه گويا هر پادشاهى مدّاحى مخصوص داشته كه عيوب او را مستور كرده و هر مدح و فعل حسنى كه در عالم گمان داشته از شجاعت رستم و سخاوت حاتم و عدل نوشيروان و حلم احنف و حكمت افلاطون و فصاحت قس و زهد سلمان درباره او نگاشته و به او منسوب داشته شايد آن پادشاه از جبن در حمام بىكشيكچى باشى نميرفته يا از غرش رعد در دامن كسى پنهان ميشده و از امساك بدرجهء نبوده كه كفش نه اندر نه و سه اندر چهار بوده و از علم و حلم سلامكننده را دشنام و فحشدهنده را خلعت بخشيدى و سواد فارسى نداشته و براى تكلم محاوراتى معطل و جز ما فرموديم چيزى نميگفته و زهدش باندازهء بوده كه آلت دادوستدش هيچگاه فارغ نبوده و و و . . .
و برخى مملو بود از تعصبات مذهبى كه اشخاص جاهل براى جذب قلوب عامه جمع نموده و كمكم جزو تاريخ قرار دادهاند كه هنوز نگارنده را از جهلا بيم است كه پرده از روى اين كار بردارد بالاخره آنچه مقصود از ضبط تاريخ گذشتگان است براى عبرت آيندگان از حالات سلاطين يا انقراض دول و سبب انقراض آنها يا حالات علماء و مردمان بزرگ كه در هر وقتى خدمتى بهيئت جامعه انسانيت كردهاند يا خيانت مردمان پستفطرت كه باعث خرابى مملكتى شدهاند كه از مطالعه آنها خواننده بداند نتيجه عمل ثبت است بر جريده عالم و همواره زمانهائيكه هنوز در زير هزاران پردهء
تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى ) — صفحة 1
مساهمون: ناظم الاسلام كرمانى
ص١