تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى ) — صفحة مقدمه 28

مساهمون:

صمقدمه ٢٨
نيز بىتأثير نبوده كه سالها كرمانيان ميبايستى از نسبت كرمانى بودن گريزان باشند تا باصطلاح آن زمان در رديف ابن ملجم ثانى ميرزا رضاى كرمانى محسوب نگردند و از انواع بليات مصون مانند ( آن اهانتها باندازهء طاقت‌فرسا بود كه بعض از معروفين كرمان در تهران به كلى نام كرمانى بودن را از خود برداشتند ) . پس از ايراد اين قسمت كه در حكم معترضه بود خوانندگانرا متوجه ميسازيم كه مؤلف چند سالى را پس از قتل ناصر الدين شاه به تحصيل و ضمنا تدريس و معاشرت با آزاديخواهان كه بسيار تا بسيار مخفى و با تقيه ميزيستند گذرانيد تا بحوزهء درس مرحوم ميرزا سيد محمد طباطبائى معروف راه يافت و با فرزندان آنمرحوم خاصه دوست بزرگوار ما جناب آقاى سيد محمد صادق طباطبائى آزاديخواه پاك و پاكباز رئيس محترم مجلس شوراى ملى در دورهء چهاردهم قانونگذارى آشنائى پيدا كرد و از اين موقع عنوان ديگر در حريت‌طلبى و فرهنگ قديم و جديد حاصل كرد « 1 » . آغاز آشنائى وى با آن خانوادهء شريف از آمد و رفت بمدرسهء حاج رجبعلى در محلهء سنگلج تهران بود ، در آن مدرسه شاگردانى داشت كه به آنان ادبيات درس ميداد و ضمنا بدرس مرحوم سيد محمد طباطبائى اعلى اللّه درجته نيز راه يافت . آنمرحوم همه روزه درس فقه و اصولى داشت و عصرهاى پنجشنبه هم درسى از حكمت ميگفت و ميرزا محمد كرمانى كه بعدها ملقب بناظم الاسلام شد در مجلس درس حاضر ميشد و رفته‌رفته در آن حوزه موقعى يافت تا آنگاه كه مدرسهء اسلام تأسيس گرديد كه از باب مقدمه بايد دانست كه در آنموقع يعنى سالهاى اول سلطنت مظفر الدين شاه مستبدين بىنهايت مخالف با مدارس و دروس جديد بودند و اهل منبر را وادار ميكردند تا تبليغات عجيب و غريب عليه علوم جديده بكنند ، اين موضوع در 1317 قمرى هجرى در شاه عبد العظيم در حضور مرحوم ميرزا سيد محمد طباطبائى طرح شد و گفته شد كه علاج چيست كه مستبدين و مخالفين اصلاحات تا اين حدود نتوانند مردمانرا از معارف جديد معرض كنند در آن جلسه آقاى سيد محمد صادق طباطبائى متعنا اللّه به طول بقائه پيشنهاد كردند كه علاج اين است كه از طرف مجتهدين خاصه شخص آقاى طباطبائى اقدام بتأسيس مدرسهء بشود ، مرحوم آية اللّه طباطبائى كه همواره گفتار اين فرزند را محترم ميشمرد چون او را شناخته بود كه از غرض شخصى دور است فورا پيشنهاد وى را نسبت بتأسيس مدرسه تصويب كرد و اجازهء اين امر را داد و در نتيجهء آن جلسه بمساعى آقاى سيد محمد صادق و در سايهء حمايت پدر بزرگوارش مدرسهء اسلام تأسيس يافت عنوان رياست مدرسه را آقاى سيد محمد صادق طباطبائى داشتند و مديرى آن در اول با ميرزا سيد حسن خان بود كه از تحصيل‌كردگان جديد محسوب ميگرديد و با آقاى
هامش
( 1 ) . بايد دانست كه پس از قسمتى كه نگاشتيم كه مؤلف بحوزهء درس مرحومين شيخ هادى و آشتيانى رفت ديگر از نگارش شخص وى راجع بحالاتش سند صريحى نداشتيم ، باقى مطالب يا مستفاد از گفتار جناب آقاى سيد محمد صادق طباطبائى است و يا استنباط و مشهودات نگارنده در هر صورت مقرون بحقيقت خواهد بود .
تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى ) — صفحة مقدمه 28 | ناظم الاسلام كرمانى