ليكن اميدوارم كه جبران اين عمل را به عمل آورند ليكن براى استحكام امر و اينكه مخالف از موالف شناخته شود شما همين امشب آقاى بهبهانى و حاج شيخ فضل اللّه و سايرين را نيز ملاقات نمائيد و بگوئيد اگر اين واقعه را جبران ننمائيم ديگر از براى اين لباس احترام و وقعى نخواهند گذارد پس از مشاوره بنده نگارنده و مجد الاسلام كرمانى به طرف خانهء حاج شيخ فضل اللّه روانه شديم و بعضى از اجزاء انجمن را براى ملاقات آقاى بهبهانى و آقاى صدر العلماء روانه نموديم در ساعت پنج از شب گذشته وارد خانهء حاج شيخ فضل اللّه شده جمعى از طلاب و اعضاء انجمن هم در آنجا بودند .
حاج شيخ فضل اللّه اگرچه از علماء بزرك طهران بود ولى وضع او وضع اعيانيت بود چه در كتابخانه مىنشست و چه در عمارت پارك و چه در مجلس درس همه وقت و همهجا لازمات تعيش او موجود بود مثلا مجلس درس او هيچ وقت خالى از قهوه و چائى نبود و نان روغنى و شيرينى هم بود قبل از درس و بعد از درس يك نفر روضهخوان ميرفت بالاى منبر ذكر مصيبتى مينمود آنوقت شروع بدرس ميكرد .
در اين شب كه ما دو نفر در آنجا كه كتابخانهاش بود وارد شده چائى و قهوه و شربت و اقسام شيرينى و ميوهجات در آنجا موجود بود ، از بعض كلمات حاج شيخ فضل اللّه معلوم مىشود كه مسلك مشار اليه با مسلك ساير علماء مخالف بود .
از آن جمله يكى از ثقات نقل كرد كه وارد شدم بر حاج شيخ فضل اللّه درحالتى كه سفره نهار او گسترده بود و به اندازه خوراك پنجاه نفر در سفرهء او حاضر بودند اقسام غذاهاى لطيفه و مربيات مشتهيه و لحوم طير مما يشتهون نيز حاضر بود سفره او را از سفره صدر اعظم ايران بهتر ديدم در آنوقت كه مشغول صرف غذا بود گفت ما اهل ايران مادامى كه بيرونى و اندرونى داريم بايد در ضيق معيشت زندگانى كنيم چه وقتى كه در بيرونى يك سفره انداخته شود و در اندرونى هم يك سفره البته در مخارج فرق كلى پيدا مىشود اما هرگاه هردو سفره در يك جا انداخته شود هم خرج كمتر خواهد بود و هم سفره رنگينتر .
شرح
سربازها هرچه با چوب و چماق و قداره و قنداق تفنگ خلق را ميزدند اسباب تفاق و اتفاق آنانرا بيشتر فراهم ميآوردند جامى گويد .اذا استصعب الامر لا تضطرب * و كن واثقا بالذى لا يخب
فبخج الامور منوط به * كما قال من لا يقول كذب
و من يتق اللّه يجعل له * و يرزقه من حيث لا يحتسببه حملهء واحده و يورش سختى وارد حجرهء سربازخانه شدند و آنمظلوم مهموم را از محبس مستبدان نجات داده و بر دوش حميت و غيرت و همت مليت سوار كرده مراجعت نمودند .
احمد خان چون ديد ماخوذ و محبوس او را بقهر و غلبه بردند امر كرد كه حاج شيخ محمد واعظ را با گلوله بزنيد احدى از سرباز اقدام نكرد بشليك مگر چند نفر شليك كردند باوجود آنكه بيست قدم بيشتر فاصله نشده بود علاوه چون هيكل و قامت بر شانهء مردان غيرتمند بود مرتفع مينمود از بركت ذكر حسبنا اللّه حضرت آله از هدف شدن تير گلولهء جانگاه او را محافظت فرمود مگر آنكه اديب الذاكرين كرمانى كه فعلا به اديب المجاهدين ملقب گرديد ران او محل تير حوادث استبداد گرديد .