تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
خود را پاره كرده و خود را ميكشم . به اين جهة شاه مظلوم ساكت گرديد . از قرار مذكور يكى از حاضرين اين شعر را خوانده بود :
شاه تركان سخن مدعيان ميشنود * شرمى از مظلمه خون سياوشش باد
اعليحضرت در جواب فرمود ساكت باش عين الدوله ترا نفى خواهد نمود اميدوارم كه بتوجهات امام زمان عجل اللّه فرجه مقاصد قلبيهء من در اجراء قانون اسلام به زودى ظاهر و آشكار گردد . بعضى گويند خواننده شعر مزبور امير خان سردار و بعضى برآنند نظام السلطان بود اگرچه ممكن است در وقت اين فرمايش را فرموده و اين شعر را شنيده باشد شايد همين شعر باعث شد كه پس از مدتى هردو مغضوب صدر اعظم شدند چه نظام السلطان منفى و مبعّد از دربار گرديد چنانچه در تاريخ خواهد آمد امير خان سردار هم با آن خدماتيكه در غياب شاه در نظم شهر نمود بحدّى مورد بىلطفى عمويش گرديد كه اجر خدماتش را ندادند بلكه چند ماهى ببهانهء رسيدگى باملاكش از طهران خارج گرديد .

شروع بانقلاب

واقعهء كرمان در سال 1323 - از محرم كه به دو سال شمسى و قمرى بود در اينسال حكومت كرمان با شاهزاده ركن الدوله بود بواسطهء علل چند ضعفى در قواى حكومت پديد آمد - نخست از اول ورودش كه ربيع الاول 1322 بود با هيچيك از طبقات مردم كرمان آميزش نكرد و بر سبك شاهزاده‌گان بزرگ قديم سلوك مينمود و همواره تنها در اطاق مينشست و جز معدودى از علما را نمىنشانيد و در سخن گفتن اقتصار مينمود و بيكاريش هرچند روز با كسى بود دويم سخت‌گيرى اجزاء صندوق بود كه اقساط ماليات را در وقت معين بصندوق برسانند سوء سلوك و تكبر ركن الدوله و عدم اعتبار و اطمينان نوكرهاى او سبب جسارت و سخت‌گيرى رئيس صندوق شد كه مكرر خفتها
شرح
صدر العلماء و امام جمعه باسلام و ايران بيش از همه است چه اين دو نفر و آنانيكه بسفارتخانهء عثمانى پناهنده شدند اولا يك اتحاد اسلامى را باعث شدند كه سالها عقلا منتظر آن بودند و ثانيا جلب نمودند يك قوه بزرگ و يك رقيب سياسى را به طرف ايران بهرجهت فوايد و منافع اين دو تحصن را احدى منكر نيست . چه پس از توپ بستن بمجلس دو امر باعث اعادهء مشروطيت گرديد . يكى قيام برادران آذربايجانى و ديگر تحصن بسفارتخانهء دولت عثمانى و زاويهء مقدسه حضرت عبد العظيم كه اين دو سبب شد از براى آنچه بعد بظهور رسيد و سبب اين تحصن جناب آقا ميرزا محمود و چند نفر از اقران و امثال ايشان بودند كه اسّ اساس آنها اشخاصى هستند كه اسامى آنها از اينقرار است . صدر العلماء ، امامزاده ، حاج شيخ عبد الحسين كنى ، آقا سيد مهدى طباطبائى ، حاج سيد محمد صراف ، حاج على شالفروش ، حاج نديم باشى تربتى ، حاج ميرزا حسن كاشانى ، آقا ميرزا ابو القاسم خان ، آقا ميرزا محمد ارباب ، حاج وكيل الرعايا همدانى ، آقا ميرزا محمود اصفهانى . زحمات متحصنين سفارتخانه و حل و عقد امور به اين جماعت بود و زحمات عمده و مخاطرات يقينيه براى قوهء عامله اين كميسيون كه چهار نفر بودند بود .