كه اين بناى عدالت برپا شود ، كسى كه خانههاى رعيت را خراب كرده است محالست راضى شود كه بناى تجدد برپا شود ، كسى كه در سالى به صد هزار تومان قانع نبود چگونه بسالى هزار تومان قانع است .
شاهزادهء كه در شب ده هزار تومان خرج اسافل اعضايش ميشده است چگونه راضى خواهد شد كه در عدالتخانه بشرى در مقابل يك بيچارهء مظلوم جواب بدهد پس ما بايد اصلاح را از فقراء بخواهيم بناى عدالت را فقرا و عامه محكم كنند و يا اشخاص عاقل كه طالب نام و ننك باشند و بدانند ده سال ديگر ملت ايران خائن را از خاك بيرون كشيده و آتش خواهند زد و بدانند از اولاد و احفادشان انتقام خواهند كشيد و بدانند نام آنها موجب ننك اخلاف خواهد بود و بترسند كه اعمالشانرا تاريخ ظاهر خواهد ساخت .
بارى ( اين زمان بگذار تا وقت دگر ) برويم برشتهء تاريخ خود .
ديگر از وقايع آنكه دويم ماه رجب 1323 پادشاه ايران مظفر الدين شاه وارد سرحد روسيه گرديد و پنجشنبه 14 رجب پنج ساعت بغروب مانده وارد بندر آستارا و شب شانزدهم رجب چراغانى ورود شاه بسرحد ايران اتفاق افتاد در همين روز اول مكتوبيكه بتوسط پست براى عين الدوله صدر اعظم و بعض رجال دولت آوردند لايحه سابق بود كه ذكر شد و قريب به همان مضمون چند پاكت هم بتوسط ساير رجال دولت به عين الدوله داده شد ليكن هيچيك را حضور شاه نرسانيدند جز يكى از اجزاء انجمن كه در دربار مرتبتى عالى داشت كه يكى از پاكات را كه حاوى لايحه مزبور بود در خلوت بشاه رسانيد از اين جهة در هفتم شعبان كه سلام عيد بود اعليحضرت پادشاه به نظام الملك فرمود بايد ديوانخانهء عدليه منظم گردد و قانون عدليه مثل عدالتخانههاى خارجه مجرى گردد و نيز باجزاء خلوت فرمود اگر دولت ايران مانند ساير دول مشروطه گردد هم من آسوده و راحت خواهم گرديد و هم رعيت . امير بهادر جنك حاضر بود و عرض كرد اگر شاه اين فرمايش را يك دفعه ديگر بفرمايد من شكم
شرح
كه چهار صد نفر از وجوه علماء و تجار و كسبه معاهد و متفق الرأى شدند كه در 2 ذى الحجة 1326 به دو نقطه و دو مكان تحصن بجويند و حقوق ملت را تقاضا نمايند حزب دولتيها خبردار شده عزم كردند كه جناب صدر العلماء را تلف و يا به طرفى منفى و مبعّد دارند لذا مقصود را پيش انداخته در 27 ذى القعده دويست و پنجاه نفر به سفارتخانه عثمانى و يكصد و پنجاه نفر بزاويهء مقدسهء حضرت عبد العظيم متحصن و پناهنده شدند كه در تاريخ بيدارى مشروحا اعمال و افعال همگى آنها مذكور اگرچه صدمات و زحمات فوق الطاقه بر متحصنين وارد آوردند از قتل و تخويف و بستن آب و نان به روى آنان و شبها به قتل آنان اقدام نمودن ليكن به حدى اين تحصن مفيد افتاد كه ما فوق آن متصور نيست كمر محمد على ميرزا را اين تحصن شكست آذربايجانيها را اين تحصن قوت داد بلكه نجات اهالى ايرانرا اين تحصن بيدار كرد سپهدار و سردار اسعد را اين تحصن بطهران آورد .
مجملا نجات ايران را اين تحصن باعث شد چه بسيار از نكات سياسى و پولتيكى در تحت اين كلمه تحصن مستتر است .
بعضى از سياسيون واقف به پولتيك روس و انگليس و آلمان و عثمانى ميگويند خدمات جنابان