تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
سياه پوشيده باشد بايد يك دستگاه كالسكه سياه باسب‌هاى سياه بسته حاضر باشد با يك غلام سياه در جلو . به همين نسبت درشكه به همين نسبت ساير اشياء واى بر آن روزى كه حضرت و الا لباس قرمز بپوشد كه آن روز روز غضب است آن روز روزيست كه بايد يك بيچاره از اين عالم برود آن روز روزيست كه بايد اطفال يتيم شوند ، آن روز روزى است كه بايد زنها بىشوهر شوند . نتيجهء اين حركت و سلوك را نگارنده بايد در فارس و شيراز ارائه دهد ليكن براى تشريح و توضيح و براى آنكه خواننده تاريخ اندكى در اينمقام تأمل نمايد و علت فقر اهالى ايران را بداند يك دو سطر مختصر نتيجه را در كرمان ميآوريم و به همان قياس حالت اهالى فارس و ساير بلدان معلوم مىشود و نيز مدلل داريم كه اگر مثلا ظلمى باهالى فارس شود ضررش بساير بلدان هم خواهد رسيد بطور تخمين محقق و معلوم است سالى دو كرور تومان پول خارجه وارد كرمان مىشود براى خريد شال و قاليچه و پسته و حنا و رنگ و كتيرا ( جناب آقا يحيى وكيل كرمان كه از موثقين و اهل خبره است نقل كرد كه در يكسال من از آقا محمد اسمعيل تاجر مقيم رفسنجان پرسيدم كه امسال صد هزار تومان كتيرا در كرمان و رفسنجان خريده شده است يا نه مشار اليه جواب داد امسال بتوسط شخص من دويست هزار تومان كتيرا خريده شد ) . پس چه علت دارد كه ده خانه در كرمان استطاعت چراغ روشن كردن را ندارند با اينكه چراغ در كرمان در شب كه از اول شب تا صبح روشن باشد صد دينار است ( صد دينار قيمت عشر يك مثقال نقره است ) . و باز چه علت دارد كه مأمور حكومت در دهات كرمان كه ميخواهد يكتومان پول خرى « 1 » از رعيت بگيرد رعيت ندارد او را بدرخت ميبندند و آنقدر شلاق به او ميزنند كه عابرين يكشاهى يكشاهى بدهند پس از يك دو روز يك تومان جمع مىشود براى مامور حكومة و باز چه سبب دارد كه رعيت دختر
شرح
همراهى از او ظاهر شد عقلا چنين صلاح ديدند كه از طرف ملت هم باحسن وجهى تلافى شود . لذا از طرف مجلس مقدس تاكيد شد كه انجمنها جشن را شايان و عالى بگيرند از آن جمله انجمن اصفهان محض امتثال و اطاعت از اوامر مجلس مقدس دو شب را جشنى بس عالى گرفتند كه زياده از دو هزار تومان مخارج آن دو شب را جناب آقا ميرزا محمود متحمل شد فقط دويست تومان از طرف اعضاء انجمن همراهى شد . پس از اينكه بامر محمد على ميرزا مجلس و مسجد و معبد مسلمانان را به توپ بستند و كردند آنچه كردند . همان روزى كه خانهء جناب ظهير الدوله را به توپ بستند و متجاوز از بيست هزار تومان اثاثيه‌اش را بغارت بردند محمد على ميرزا حكم كرد انجمن اصفهان و بعض انجمنهاى ديگر را نيز به توپ خراب كنند و مشار اليه را نيز گرفتار نمايند كه اقبال الدوله به خواهش حاج عبد المحمود بانكى كه منتهاى دوستى را با او داشت توسط و شفاعت نمود لذا محمد على ميرزا او را معفّو داشته تا مدت سه چهار ماه آقا مير را محمود در مجامع سرى كار ميكرد با اينكه نهايت دقت را در كتمان و اخفاء داشتند و ساعى بودند كه كسى واقف نشود باز به محمد على ميرزا راپورت دادند حكم بدستگيرى و چوب زدن و تبعيد او نمود .
هامش
( 1 ) پول‌خرى قسمى از ماليات است غير از سرشمارى چه اين پول را از كسى ميگيرند كه صاحب يك خر يا يك گاو باشد پس از يكنفر ممكن است سه پول بگيرند اول از ملك ، دوم از حيوان ، سوم از خود او گاهى هم بعنوان عوارض و بقيه را بعنوان جرم .