تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى ) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
را با شاهزاده ظفر السلطنه مناسب ديدند لذا حل اين مسئله را در دست آقاى طباطبائى ديدند و بايشان مطلب را رسانيدند . آقاى طباطبائى فرمودند من تا يك اندازه ظفر السلطنه و نير الدوله را براى وزارت جنك و صدارت مهيا نموده‌ام اگرچه نير الدوله منافق است ليكن ظفر السلطنه شخصى است ساده و با قول در بين شاهزادگان اخلاق اين شاهزاده خوب است اميدوارم كه از دست او گره‌ها حل شود . فاما وزير مخصوص بايد در چند مجلس او را ديد و به اين خيالش انداخت لذا در روزى كه وزير مخصوص آمده بود منزل آقاى طباطبائى نگارنده خود را رسانيده و يادآورى آقاى طباطبائى نموده در بين مذاكرات كه وزير مخصوص گفت اگر عين الدوله را از اين مسند برداريد كرا داريد كه بجايش منصوب كنيد باز عين الدوله ربطى بسايرين ندارد . آقاى طباطبائى در جواب فرمود خودت هيچ نسبت به عين الدوله ندارى صدارت را قبول كنيد ديگران چه دارند كه در شما نيست به اين جهت وزير مخصوص كه امروز رياست نظام با او است مايل به طرف ملت است عين الدوله امور لشكرى و كشورى را در غياب شاه راجع به چند نفر نموده است وزارت خارجه و امور كشورى را راجع بمشير الدوله و امور لشكرى را راجع بوزير مخصوص و نظم شهر را راجع به امير خان سردار نموده است . امور نيابت سلطنت را در ظاهر با محمد على ميرزا قرار داده است ليكن به اطلاع ظفر السلطنه . اين اشخاص مذكور هريك را به طرف ملت و بر ضد عين الدوله مايل نموديم جز امير خان سردار را كه بملاحظه عمويش عين الدوله به او اظهارى نشد ليكن مقدمات تمايل او را از وضع خرابى دربار مهيا كردند اما ساير شهرهاى ايران و حكومتهاى بلدان مشغول ظلم و غارت و چاپيدن رعيت صداى مظلومين مانند طنين زنبور مبدل بيك دودى ظلمانى مىشود و به آسمان صعود مىكند تا چه‌وقت اين دودها محترق و يك صاعقه سوزاننده به طرف ظالمين هبوط نمايد وضع حاكم‌هاى بلدان ايران در محل
شرح
از آن وقت شخص شخيص آقا ميرزا محمود بانجمنهاى مخفى متعدده وارد گرديد در چند انجمن با شخص نگارنده معاهد و متحد و هم‌قسم بود خدمات نمايان در آن انجمنها نمود . در واقعهء مسجد جامع كه آقايان ببلدهء قم مهاجرت نموده و على الظاهر عين الدوله غالب و ملت مغلوب اول كسى كه قد مردانگى را راست و علم نموده مقدمات تحصن بسفارت‌خانه انگليس را فراهم كرد مشار اليه بود با چند نفرى و حاج محمد تقى بنكدار . و حاج محمد تقى بنكدار در تمام اين زحمات هيچ مقصودى نداشت جز قانونيت و مشروطيت و حريت نوع خود و از بذل مال بهيچ‌وجه مضايقه نكرد تا اينكه به مقصود نايل آمده و با سلسلهء جليلهء تجار ايستادگى نمود تا دستخط مشروطيت را صادر نموده و مهاجرين قم را وارد كردند . و از طرف تجار پول معتد به جمع‌آورى نموده مخارج گزاف مدت تحصن را كه حاج محمد تقى متحمل شده بود تا دينار آخر دادند و مخارج مهاجرين را نيز دادند بلكه تا يك اندازه اجرت المثل زحمات بعضى را دادند كه بعد از اين آنها بر ملت امتنانى وارد نيآورند و از اينجهت خاطر ملت را آسوده داشتند .
تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى ) — صفحة 231 | ناظم الاسلام كرمانى