مأموريت خود بمراتب شتى از پادشاه بالاتر و بىاندازه مسلط بر مردم بيچاره ، در وقت حركت از طهران و رفتن به محل مأموريت خود چه يكسال در آن محل توقف نمايند چه بيشتر بوضعى ملوكانه حركت ميكنند كه نگارنده يكى از آنها را در اين تاريخ شرح مىدهم و پارهء از حالات آن را ذكر مينمايم ديگر خواننده ميتواند سايرين را قياس به آن نمايد ما بين پسرهاى مظفر الدين شاه نجيبتر و معقولتر و درويشتر از شعاع السلطنه كسى را سراغ نداريم در سال گذشته حكومت فارس را به او تفويض نمودند آنچه كه از اين حاكم در فارس ديده شده است در موقع خواهد آمد ليكن در زمان حركتش كه در خارج دروازه طهران چادر زده و نقل مكان كرده بود عده همراهانش از چهار هزار نفر متجاوز بود . صد و بيست هزار تومان پول كرايه حمل اسباب و احمال و بنهء او شده بود بعلاوه قاطرهاى شخصى و مالهاى بستگانش .
به همان استعدادى كه نادر شاه افشار به طرف هندوستان رفت حضرت و الا به طرف فارس روانه شد الا آنكه نادرىها در بين مسافرت و حركت احدى را از عابرين متعرض نميشدند اجزاء حضرت و الا همه گرسنه و حملهكننده بعابرين ، لشكر نادر شاه بجنك دشمن ميرفت همراهان حضرت و الا براى غارت دوست سفر ميكردند .
ديگر آنكه نادر شاه سوار اسب و با لباسهاى خشن و شايد دو روز و سه روز چكمههاى پارا از پا بيرون نمىآورد ولى حضرت و الا مثل آنكه به حجله عروس تشريف مىبرند لباسهاى ظريف ميپوشند مناسب هرروزى يك رنك را . مثلا روز شنبه را لباس سفيد و روز يكشنبه را لباس زرد و روز دوشنبه را لباس قرمز و كذا ساير ايام را و براى هرلباسى يك كالسكه شش اسبه مناسب آن لباس مثلا هروقت كه حضرت و الا لباس سفيد ميپوشيد ميبايست يك كالسكه سفيد با آلات نقره و شش اسب سفيد به آن بسته و يك جوان خوشگل و سفيد در جلو كالسكه نشسته باشد و هروقت لباس زرد پوشيد بايد يك دستگاه كالسكه زرد بشش اسب زرد بسته باشند كه اسباب و آلات آن همه طلا باشد و هر زمان لباس
شرح
زمانيكه شروع بانتخاب وكلاى مجلس شده براى دادن تعرفه و گرفتن رأى و نظارت انتخاب پيوسته مشغول خدمت بود و آنى راحت نبود .
در اين اثناء از طرف تجار بنمايندگى ملت و وكالت مجلس مقدس شوراى ملى منتخب و برقرار گرديدند .
در مدت وكالت چه بسيار صدمات بر ايشان وارد آمد كه تاريخ بيدارى حاوى آنست در آن وقت انجمنهاى علنى كه بالغ بر صد و بيست انجمن بود در طهران تشكيل يافت كه اكثر آنها بتحريك مستبدين و محمد على ميرزا داير و منعقد گرديد و همگى تيشه بريشهء خود و مملكت ميزدند الا معدودى از آنها كه خدمتشان خالص و منزه و يا ساده و صرف تقليد بود .
از جملهء انجمنهاى معتبر انجمن اصفهان بود كه بدوا باهتمام و مساعى جناب حاجى ميرزا يحيى دولتآبادى منعقد و داير گرديد و بعد از چند ماهى جناب آقا ميرزا محمود به مديرى آن منتخب گرديد كه با شغل وكالت مجلس و عضويت در مجامع سرى او را مجبور به قبول كردن مديرى آن كرده بودند و مكان اين انجمن را نيز در خانه مسكونى ايشان قرار دادند . در جشن مولود محمد على ميرزا چون اندك