ديباچه بقلم جناب آقاى سيد محمد هاشمى كرمانى
نمايندهء سابق مجلس شوراى ملى
به يارى بارى مقدمهء تاريخ بيدارى ايرانيان مشتمل بر دو قسمت است :
نخست معرفى كتاب و مختصر تقديرى از ناشر دوم آن .
سپس ترجمه و شرح حال نويسندهء تاريخ بيدارى ايرانيان .
تاريخ بيدارى ايرانيان كتابى است ( بنا بمعرفى مؤلف ) مشتمل بر ده مجلد كه مجموع آن در دو مجلد به نحوى كه مشهود مىشود بچاپ ميرسد .
در اين كتاب مطالب و موضوعات مربوط باواخر دوران استبداد و آغاز مشروطيّت ايران بىپرده ذكر شده و نويسنده كمال كوشش را به كار برده است كه در نقل حوادث از جادهء حقيقت منحرف نشود و گويا امتياز كتاب وى هم به همين است لا غير ورنه عبارات كتاب و نثر نويسنده از حيث جملهبندى در پارسى داراى امتيازى نيست و وجه امتياز فقط همان سادگى موضوعات و مقرون بودن آن است بحقيقت .
آرى در اين كتاب دربارهء شاه و صدور و رجالى كه متقلد و شاغل مشاغل امور بودهاند دور از مدح و ثنائيكه شيوهء متداول زمان بوده ببحث و انتقاد پرداخته شده است و از مجتهدين و رهبران آزادى كه در راه مشروطيّت خدمات صادقانهاى انجام دادهاند بنيكى ياد شده ، گرچه القاب زياد طبق عادت عصر براى اغلب آنان ذكر گرديده و كارهاى مخالفان حريت و مشروطه مورد نكوهش قرار گرفته . خلاصه اينكه از نشريات سالهاى اوّل دوران مشروطهء ايران است كه بواسطهء مقيّد بودن مؤلف آن بذكر حقايق تاريخى در ميان مطبوعات آن عصر موقع قابل ملاحظهاى احراز كرده كه هنوز هم از مقام اول خود ساقط نشده است .
پرفسور ادوارد برون معروف در تاريخ ادبيات ايران از آغاز عهد صفويه تا زمان حاضر دربارهء آن شرحى نگاشته كه عينا نقل مىشود : « بهبود نثر در عصر اخير ، در عهد جديد ترقيات بسيار در نثر رخ داد و علتش چنان كه در مورد نظم ذكر شد يكى اين بود كه نويسندگان زمان اخير بقدما مراجعه كردند و از سبك محررين بعد از مغول اعراض نمودند و ديگر توسعهء جديد فن روزنامهنگارى است كه هرچند عموما بيك شيوهء بديع و نغزى منجر نميشود اما مستلزم ايجاز و استقامت است از لحاظ طرز و ترتيب و بالاتر از همه از نظر استناد تاريخ بيدارى ايرانيان تأليف ناظم الاسلام كرمانى ( 1328 / 1910 ) را كه متأسفانه بانجام نرسيده ميتوان بدرجات بر تاريخهاى بزرك و پرمدعاى رضا قليخان و لسان الملك ( روضة الصفاى مير خواند « 1 » و ناسخ التواريخ ) تفضيل نهاد در صورتى كه اين دو كتاب بيش از پنجاه سال تقريبا به روى تقدم نداشتهاند » .
هامش
( 1 ) - بايد روضة الصفاى ناصرى منظور باشد تأليف رضا قليخان لله باشى نه روضة الصفاى مير خواند بدليل خط آخر كه پرفسور ادوارد برون گويد « در صورتى كه اين دو كتاب بيش از پنجاه سال تقريبا به روى تقدم نداشتهاند » و اين اشتباه بايد مربوط بمترجم باشد .