و ممكن است كه گذشته از نقصيهء عدم تقسيمبندى نواقص ديگر از قبيل سقطات بعض مطالب با پاكنويس نشدن بعض اسناد و از ميان رفتن آن در قسمتهاى چاپ نشده ديده شود چنان كه گويا از اول جلد چهارم تا صفحهء هفدهم و از آخر كتاب چهارم نيز صفحات بسيارى از ميان رفته و تاكنون آنچه جستجو شده بدست نيامده باوجود اين بموجب ما لا يدرك كلّه لا يترك كله اولى چاپ و نشر آنچه كه باقى مانده است بود تا از فنا و نابودى مصون ماند .
اسلوب قسمتهاى چاپ نشده تا اندازهاى با آنچه كه چاپ شده فرق و تفاوتى دارد تفاوت هم البته ناشى از زمان و مقتضيات محيط و حوادث جارى بوده .
خلاصه اينكه چنين برميآيد كه بيشتر موضوعات مجلدات مطبوع در هنگام توفيق مشروطهخواهان و ذلت مخالفان آنان تهيه شده و مطالب قسمتهاى چاپ نشده در هنگام استيلاء مستبدين و غلبهء موقة دربار محمد على شاه و اغتشاشهاى آذربايجان و اصفهان و ساير ايالات و ولايات يعنى در حال مقهورى و خانهنشينى و توارى مشروطهخواهان صديق نگاشته شده و طبعا تفاوت كلى ميان آن دو حال مشهود بوده و در آثار قلمى نويسنده هم تجلّى كامل دارد خاصه كه نويسنده گرفتار مضيقهء بىنهايت در نتيجهء تعطيلات ممتد خيابانها و بازارها و خوف و بيم بىاندازه بوده و از نزديكترين همشهريان مهم خود هراس داشت كه مبادا خفيهنويس و جاسوس محمد على ميرزا بوده و بيرحمانه روزى او و عايلهاش را دوچار سرنوشتى شوم و نامعلوم نمايد ( مستنبط از قسمتهاى چاپ نشدهء تاريخ بيدارى ايرانيان ) .
بيش از يكسال نويسنده مانند ديگر مشروطهخواهان در مقهورى و فشار استبداد و ترس و هراس بسر برده و هر آن منتظر فرج آسمانى و مدد غيبى بوده تا از آن حال رهائى يابد و از اواخر جمادى الآخر سال 1327 هجرى قمرى كه تهران و كشور بدست مجاهدين تدريجا فتح مىشود و مشروطهخواهان از شمال و جنوب وارد شهر تهران ميشوند و اماكن مهم را تصرف ميكنند و بالاخره بفتح نهائى مجاهدين غيور و خلع محمد على شاه و دار زدن امثال صنيع حضرت و شيخ فضل اللّه مجتهد نورى خاتمه مىيابد .
مىبينيم آثار فرح و متانت و استوارى ديگرى در نوشتههاى نويسنده ظاهر مىشود . و دوباره طرز نگارش از آنجا شبيه بنگارش موضوعات مجلدات اول ميگردد رويهمرفته مطالب سودمندى در قسمتهاى چاپ نشده ديده مىشود خاصه در آنچه كه مربوط است ببروز اختلافات ميان مشروطهخواهان واقعى و درباريان و تشنجهاى ناشى از آن اختلافها در تهران و ولايات و بيشتر آن قسمتها بيادداشتهاى روزانهء يكنفر نويسنده شبيهتر است تا بيك تاريخ منظم كه در آن يادداشتها هم مسموعات روزانه انعكاس يافته و ديده مىشود كه غالبا صحت آن از طرف نويسنده تأييد نشده است و اتفاقا در قسمتهاى چاپ نشده ديده شد كه مؤلف خود نيز اين قسمتها را بنام تاريخ روزانه ناميده از آن جمله در صفحهء 195 خطى نسخهء اصل در يادداشت مربوط بجمعهء 27 محرم 1327 قمرى هجرى آنجا كه شرحى از قول حشمت الممالك برادر ارشد الدوله راجع بتبريز و اصفهان و گيلان مينگارد در آخر مينويسد « بارى خيلى حرف زد كه خارج از تاريخ روزانه است » بهرحال اين بود خلاصهاى از معرفى قسمتهاى چاپ نشده و ضمنا يادآور مىشود كه مطالب خيلى خصوصى آن از متن
تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى ) — صفحة مقدمه 24
مساهمون: ناظم الاسلام كرمانى
صمقدمه ٢٤