تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى ) — صفحة مقدمه 18

مساهمون:

صمقدمه ١٨
به اين ملاقات اشاره‌اى نمىكند ولى به شرح ديدار و مجادله وزير دربار و سيد محمد صادق طباطبايى مىپردازد . اين ملاقات مهم مىتواند براى پژوهندگان و علاقه‌مندان به نهضت مشروطيت قابل توجه و بررسى جدى باشد زيرا چرخش نهضت و انحراف آن ، توسط نمايندگان متعهد علما به وضوح ديده مىشود . مؤلف ، جريان ديدار وزير دربار و سيد محمد صادق را چنين مىنگارد : « . . . وزير دربار گفت [ مجلس ] شوراى اسلامى خوب است چرا به شوراى ملى بدل گرديد ؟ جناب آقا ميرزا محمد صادق جواب داد براى اينكه رعيت [ سفارت ! ! ] اين لفظ را خواست [ زيرا ] كه فردا اگر كسى را از اهل مجلس بخواهند نفى و تبعيد كنيد خواهيد گفت اين بىدين و خارج از اسلام است . به اين بهانه اشخاصى كه مخالف ميل شما رفتار نموده‌اند بايد خارج شوند اما لفظ ملى اين عيب را مانع خواهد بود . ديگر آنكه اگر اسلامى مبدل به ملى نشود مردم از سفارتخانه بيرون نخواهند آمد . » ( ص 484 ) نمايندگان علما از ديدار مجدد شاه طفره رفتند ، زيرا كه همهء خواست علما در دستخط دوم برآورده شده بود و دستخط سوم ديگر معنا نداشت و در صورت پرسش شاه از علت تغيير دستخط دوم ، پاسخ مناسبى نداشتند . چون بيم آن مىرفت كه در صورت حضور امير بهادر در آن ديدار ، شاه را از تغيير دستخط منصرف سازد ، لهذا با صحنه‌سازى قبلى فقط صدر اعظم را همراه با مستدعيات خود به نزد شاه فرستادند . « . . . صدر اعظم با نايب السلطنه حركت كردند كه بروند حضور اعليحضرت شاهنشاه . به جناب آقا ميرزا سيد محمد صادق و سايرين هم تكليف كردند كه شما هم بياييد حضور [ شاه ] و باهم عرايض ملت [ سفارت ] را عرض كنيم . وكلاء آقايان به ملاحظه اينكه شايد در حضور اعليحضرت مجبور شوند به قبول آنچه كه ميل درباريها در آن است [ مجلس شوراى اسلامى ] لذا عذر آوردند و گفتند كه ما از طرف علما و آقايان مهاجرين آمده‌ايم كه با وزراء مذاكره نماييم نه با شاه . نايب السلطنه چون مىدانست اگر امير بهادر حضور اعليحضرت مشرف شود سنگ جلو مىاندازد و مانع اصلاح خواهد گرديد لذا به صدر اعظم رسانيد و گفت شايد شما بخواهيد كه با شاه بعض مطالب محرمانه را گفتگو نماييد و شايد شاه بخواهد بعض فرمايشات محرمانه سرى بفرمايد . من با وزير دربار نمىآئيم . صدر اعظم قبول نمود و تنها رفت حضور شاه و آنچه مىدانست عرض كرد . اعليحضرت شاهنشاه مستدعيات را قبول فرمود . فرمان را [ مطابق خواست نمايندگان علما ] امضا و مهر نمودند . كار تمام شد . فرمان را آورد و داد به وكلاء آقايان . » ( ص 484 ) گرچه تاريخ دستخط سوم روز هيجدهم جمادى الثانى بود اما تاريخ آن را روز چهاردهم جمادى الثانى نوشتند . ناظم الاسلام معتقد است « محض اينكه مطابق باشد با روز تولد شاهنشاه تاريخ آن را در چهاردهم نوشتند . » ( ص 482 ) اين احتمال ، ضعيف به نظر مىرسد . ظن قوى آن است كه در ادامهء آنهمه مذاكره و توطئه‌اى كه براى تحصيل اين دستخط انجام شد ، تغيير تاريخ آن به روز چهاردهم به اين منظور بوده است كه دستخط سوم شاه را همان دستخط اول وانمود كنند . زيرا دستخط سوم شاه عين همان دستخط اول است با اين تفاوت كه در دستخط اول نام مجلس آمده در صورتى كه در دستخط سوم به مجلس شوراى ملى تغيير يافته است .