و خانه خرابى مردم بودند وثوق پيدا ميكرد و تمام مشورت خود را در كارها با آن اشخاص مينمود ، در دنيا عشق و محبت باحدى نورزيد ، جز پول به هيچ چيز ديگر علاقه نداشت . ديده شد كه از قبيل جواهر و شال و قاليچههاى قيمتى و اسباب آنتيك ميبخشيد اما يكقران پول نقد باحدى نميداد ، مستبد برأى بود اگر هم در كارى با كسى مشاورت مينمود عمل برأى خود را مقدم ميداشت ، هركس با ميل و ارادهء او رفتار مىكرد او را محرم اسرار خود قرار ميداد اگرچه بر ضررش هم بود و هركس صلاح و خير او را ميگفت اگر منافى با ارادهاش بود از او متنفر و منزجر ميشد ، اعتقاد به اشخاص رمّال و فالگير و جادوگر داشت ، اظهار تدين ميكرد اما مقيد بدينش نبود ، خود را مسلمان ميدانست به مسجد و معبد توپ بست ، معتقد به قرآن بود لكن قرآن را سوزاند ، نسبت بسادات اظهار اخلاص ميكرد لكن سيد را ميكشت چنانچه مرحوم سيد جمال الدين اصفهانى را حكم قتل داد و بىاحترامى بآقاى بهبهانى و آقاى طباطبائى كرد ، نسبت به حضرت سيد الشهداء امام حسين ارواحنا فداه اظهار ارادت و عقيدت ميكرد چنانچه در روز عاشوراء قمه و قداره بسر ميزد و خون سرش را به روى صورتش ميماليد و در شب عاشوراء هزار و يك عدد شمع در اطاقش روشن ميكرد و شمع چهل منبر را روشن ميكرد اما احترام ماه محرم را منظور نداشت و در ايام عاشورا بود كه تلگراف حمله بتبريز را مخابره كرد و حكم داد كه اهل تبريز را در حالتى كه مشغول عزادارى بودند قتل و غارت نمايند . در روز عاشورا آنقدر خون از سر خود جارى ميكرد كه به حالت غشوه ميافتاد اما در شب چندان مسكرات و الكليات مىآشاميد كه مست و لا يشعر ميشد به اطفال امرد ميل داشت چنان كه بزنان خوشكل مايل بود . زمانيكه خبر به او دادند در تبريز رعيت از گرسنگى تلف ميشوند و بواسطهء محصوريت علف ميخورند . و در اصفهان اقبال الدوله به مسجد توپ بسته است بشكرانه اين خبر آن روز را با يكى از فاميل خود كه جوانى چهارده ساله بود مشغول عيش و عشرت گرديد ، خود را ناموس پرست وانمود ميكرد درحالتيكه با محارم خود همان رفتار را مينمود كه با اجنبى روا ميداشت ، با علماء موافق خود همان عقيده را اظهار ميداشت كه با علماء مخالف خود داشت كرارا از او شنيده بودند كه در غياب حاجى شيخ فضل اللّه گفته بود ( اينشخص به هيچ چيز پايدار نيست و جز پول بهيچكس و هيچ چيز معتقد نيست ) .
مجملا محمد على ميرزا دو چيز براى ايرانيان باقى گذارد كه ميتوان او را به اين دو چيز مدح گفت و از آن دو يكى وجود اعليحضرت حاليه ايران سلطان احمد شاه خلد اللّه ملكه است و ديگرى حضرت و الا
شرح
كارخانهجات در داخلهء مملكت را به آنها واگذار نمايند . غلو همت ملت غيور فرانسه شباهت تامه به اهالى ايران دارد با هردولتيكه طرف شدهاند طالب نيكنامى بودهاند نه تقلب و بدنامى . نزديكست بواسطه افتتاح بانك در ايران مسكوكات ايران از طلا و نقره به كلى در عوض مال التجارههاى قلب و مصنوعى فرنگستان از ميان برود . چندى نميگذرد بواسطه زيادى خرج و كمى دخل دولت محتاج باولين قرض از اروپائيان خواهد شد .
اگر دولتيان امتيازاتى كه بخارجه ميدهند بفرانسها بدهند ممكن است در سود صد صد و سه و چهار بسهلترين وجهى مبلغ معتناوبه از آنها گرفته به مصرف دائر نمودن كارخانجات و كشف معادن برسانند . و فرع وجهيكه گرفته مىشود از محل عايدى كارخانجات و معادن بدهد .