آقا ميرزا سيد حسن برادر مؤيد الاسلام مدير روزنامهء حبل المتين را كه همين ايام دو سال حبس كردند براى اينكه برادرش بيداركنندهء ايرانيان و خدمتكننده باسلام است .
آقا شيخ يحيى كاشانى را ديديد كه چگونه او را به محبس اردبيل انداختند . ميرزا على آقا مدير روزنامهء مظفرى را در بوشهر بگناه روزنامهنويسى چه بلاها بسرش درآوردند و چه صدمهها به روى زدند كه هنوز گرفتار و اسير آن صدمات است .
مدير روزنامهء كمال را مگر در تبريز به چوب نبستند . مگر اين انبار شاهى و اين چاههاى ارك نيست كه هزاران محبوس و مظلوم در آنها جان دادند .
پس حالا كه چنين است بيائيد از اين كار پرخوف و خطر درگذريد و مردم را بى جهت در خطر و صدمه نيندازيد و باعث اتلاف نفوس نشويد چه اين مقصود باقوت استبداد كنونى كار كوچك و سرسرى نيست و اميد نيست كه طالع ايرانيان به اين زودى رو باقبال كند كه با موانع موجوده كثيره همچو امرى بزرگ صورت پذيرد .
بارى من بايشان قول دادم كه امروز جواب ايشان را بگويم حالا با اين تفاصيل و اين مخاطراتى كه در پيش است چه ميفرمائيد بايد حرف ايشانرا شنيد و از اين مقصود صرفنظر كنيم و مانند سابق راحتطلب شده و هرچه ديديم دم نزنيم يا آنكه در اينمقصود ايستادگى كرده و بفكر دولت و ملت و وطن باشيم . در اين مقام اختلاف كلمه زياد شد بالاخره اكثر از هواخواهان حريت مذكور داشتند ( كه ما در چند مجلس قسم ياد كردهايم كه از اين مقصود منصرف نشويم از بذل مال و جان مضايقه نكنيم حالا كه اندكى كار پيشرفته است و جناب آقا سيد عبد اللّه بهبهانى شروع باجراى مقصود ما كرده است چگونه دست برداريم نهايت بىشرفيست كه به اين زودى ما سرد شويم بايد كوشيد و جان داد البته در اين كار حبس و نفى و نقص اموال و انفس محدود است ليكن صداى مظلومين و مقتولين را بشنويد كه ميگويند ( اى ايرانيان خون ما را بهدر ندهيد يا به مقصود رسيده نوع خود را آزاد كنيد و يا خودتان را بما برسانيد ) ( حضرت سيد الشهداء ( ع ) ميفرمايد يا شيعة ابى سفيان ان لم يكن لكم دينا و لا تخافون المعاد فكونوا احرار الدنياكم ) .
اگر ما براى اسلام هم كار نكنيم پس براى حفظ دنياى خود بكوشيم اين چه دنيائى است كه ما داريم خدا ميداند اگر تاكنون بندهء رؤسا و شاهزادگان بوديم بعد از اين بندهء روس و انگليس
شرح
شريك و سهيم نميشوند مگر آنكه قلم آزادى بدهند و در نشر معارف و تأسيس مدارس جديد جد بليغ نمايند و براى بارآورى درخت مساوات بيشتر از همهچيز واجب است بدوائر ديوان خانههاى دوائر عدليه و ملكيه و محليه نظم درست داده شود كه بر طبق قوانين عادلانه مال و مكنت جميع تبعه بلاتفاوت و بدون توفير و ملاحظه مصون از تعرض داخله و خارجه باشد .
آنوقت خود دولت در دائر نمودن بانك و ايجاد كارخانجات و كشيدن خطوط راههاى آهن از مكنت و ثروت اهالى وطن محتاج به ديگران نخواهد شد .
اين مسائل از مقتضياتى است كه جد و جهدهاى بلا تأخير لازم دارد .
يقين دارد اكثرى بروح پيرغلام لعنت خواهند فرستاد كه دشمن اسلام و اسلاميان بودهام اين