تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
وليعهد دامت ولايته الكبرى كه اين دو وجود مقدس از دختر كامران ميرزا بيادگار ماندند . پسرى ديگر بيادگار گذارد كه از حيث سن بزرگتر است و او چون مادرش شاهزاده نيست از سلطنت محروم ماند . اين بود مجملى از حالات محمد على ميرزا و چون در تاريخ بيدارى حالاتش مشروحا ذكر شده است لذا ما برميگرديم برشتهء تاريخ خود و مذاكرات انجمن مخفى كه از آنجا باينجملهء معترضه پرداختيم . جناب ذو الرياستين گفت ديشب اديب بهبهانى مرا ملاقات نموده و مذكور داشت اين خيالات و اقداماتى كه شما در نظر گرفته‌ايد عما قريب باعث دربدرى جمعى خواهد شد بالفرض ناظم الاسلام بواسطهء بستگى بآقاى طباطبائى محفوظ بماند و كسى متعرض او نشود لكن ماها با يك مشت عيال چه بكنيم اگر فردا ما را سر به نيست كردند كيست كه از حال ما خبر بگيرد و كيست كه بفرياد ما و اهل و عيال ما برسد ، كيست كه ضامن حفظ جان و مال ما بشود با اين مردم منافق و اين نادانى عامه مشكلست كه ما به مقصود برسيم جز آنكه جمعى را تلف و برخى را دربدر و آواره كنيد . ميرزا ملكم خان خواست كه شروع باينكار كند او را به جائى انداختند كه ديگر روى وطنش را نديد . امين الدوله با آن كمال و زيركى و آن قدرت ديديد كه در گوشهء دهى غصه مرگ شد مگر مدير روزنامهء پرورش ميرزا على محمد خان را در خاطر نداريد كه چگونه در غربت جان داد . مرحوم سيد جمال الدين اسدآبادى را به همين قصد از زاويهء مقدسهء حضرت عبد العظيم با آنحال فظيع و بىاحترامى اخراج و تبعيد و بالاخره مسمومش نمودند . ميرزا آقا خان كرمانى ، شيخ احمد روحى و ميرزا حسنخان خبير الملك را در خاطر داريد كه در تبريز سر از تن جدا كردند . ميرزا محمد على خان نوهء مؤتمن لشكر را براى همين گناه از بام خانه‌اش به زير انداخته و او را شهيد كردند . ميرزا رضاى كرمانى را كه ديديد چگونه به دار آويخته و هلاكش نمودند . حاج ميرزا احمد كرمانى را ديديد كه در انبار شاهى جان داد . حاج سياح را كه به خوبى ياد داريد چند ماه در زير زنجير و كند محبوس داشتند . مرحوم مستشار الدوله را كه شنيديد چگونه حبس و اموالش را غارت كردند .
شرح
افسوس درباريان با اين وضع كه ديده مىشود اين قرض را از همسايگان به سخت‌ترين شروط ميگيرند بطوريكه لكهء آن تا انقراض عالم از روى اهالى ايران به هيچ آب‌وتاب پاك نمىشود بعد از اين استقراض ايرانيان را زود لازمست كه در مقابل همسايگان خود را حفظ و حراست نمايند كافى نيست كه تنها بحقوق خودشان متمسك بشوند . و بگويند زور است بلكه زور تازه و زوريكه هميشه باعث نصرت و فيروزى ابدى تواند بود ، زورى كه امروزه سبب اقتدار و شوكت دول اروپا است و وجههء ترقى ايشان شده است . اين فقره ممكن نميشود مگر آنكه تلاش نموده طوايف مختلفه را كه در ايران سكنى دارند در خير و شر وطن عموما باهم شريك و سهيم باشند .