و جلال الدوله و سردار منصور « 1 » را كه هواخواه مشروطيت بودند مغلولا تبعيد نمود .
روز دوشنبه 15 جمادى الاولى ميرزا سليمان خان مدير انجمن برادران دروازه قزوين را گرفتار و محبوس نمود . ( در تاريخ مشروحا خواهد آمد )
روز سهشنبهء 23 جمادى الاولى 1326 مجلس را بتوپ بسته و سيدين سندين آقاى بهبهانى و آقاى طباطبائى را با عده ديگرى از علما و سادات گرفتار نموده در باغ شاه حبس نمود .
روز چهارشنبهء 24 جمادى الاولى ملك المتكلمين را كه از ناطقين بزرك بود با ميرزا جهانگير خان مدير روزنامهء ( صور اسرافيل ) بقتل رسانيد . اين پادشاه جاهل تا ماه جمادى الثانيه 1327 با ملت خود در جنگ و نزاع بود از قتل نفوس و نهب اموال چيزى فروگذار نكرد چنانچه در تاريخ بيدارى خواهد آمد .
روز جمعه 27 جمادى الثانيه 1327 پس از آنكه محمد عليشاه از باغ شاه نقل مكان كرده بود به سلطنتآباد و چند روز در آنجا سنگربندى كرده و با ملت در جنك و نزاع بود چشم از ملت و مملكت پوشيده به سفارتخانه روس پناهيده و از سلطنت مستعفى شده روز پنجشنبه 23 شعبان 1327 با عدهء از دوستان و بستگانش به طرف روسيه حركت كرد . اين پادشاه در به دو امر در تمام كرهء ارض زايد الوصف نيكنام بود ولى اعمالش به حدى او را مفتضح و رسوا نمود كه دوستانش هم ببدبختى او تصديق داشتند .
وضع اخلاق محمد على ميرزا از اعمالش به خوبى آشكار و هويدا است و ( تاريخ بيدارى ) حاوى آنست لكن بطور اجمال بعض اخلاق او را ذكر ميكنيم .
محمد على ميرزا خست و لئامت و سفاهت و قساوت قلب و بيرحمى را بمنتها درجه رسانيده بود ، خيلى راحتطلب بود و تنپرور ، بهيچوجه ملاحظه و رعايت زيردست را نداشت ، تمام خدام و رعيت را فداى خود ميخواست چنان تصور ميكرد گويا خداوند اين مخلوق را براى راحت وجود او خلق كرده است . بهركس احتياج پيدا ميكرد با او بكمال ملايمت و مهربانى رفتار مينمود بعد از رفع احتياجش مثل اين بود كه او را هيچ نميشناسد ، هميشه با اشخاص نانجيب و پست و قطاع الطريق كه اسباب صدمه
شرح
بايد متحد القول باشيم و يگانگى مسلمين را غنيمت بشماريم هرچند دشمنان مذهب اسلام تا امروز نگذاشتهاند و باينواسطه اغلب ممالك اسلام را تصاحب نمودهاند و تا جان دارند منتهاى مواظبت و اهتمام را در تفرقه انداختن ما بين مسلمين به عمل خواهند آورد و رسوخ ظاهريه و باطنيه و معنويه خود را در منع حصول بسرعت اسلاميان به مقصود به كار خواهند برد .
افسوس كه اسلاميان هنوز در خواب غفلت غنودهاند . خود اسلاميان بايد ملتفت نكات شده تعصب و تعند را كنار گذاشته زياده از اين منكوب و مضمحل و مخذول نشوند .
ثانيا - با دولت فرانسه كه بعد از امريكائيها و انگليسها متمولترين دول روى زمين است و مضرتى به حال ايران ندارد عهدنامهء تجارتى و سياسى مبادله نمايند . كشيدن خطوط راههاى آهن و ساختن
هامش
( 1 ) سردار منصور در اين واقعه نسبت بسايرين صدماتش بيشتر بود چه قرابتى با محمد على ميرزا نداشت و در امر مشروطيت براستى و جدّى اقدام مينمود حالات تاريخيه او موجب افتخار اخلاف است و انشاء اللّه خواهد آمد .