تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى ) — صفحة مقدمه 17

مساهمون:

صمقدمه ١٧
بدين‌گونه ابراز مىكند ، نارضايتى منور الفكران ليبرال و « اشخاصى كه در خارجه تربيت شده‌اند » ، جاى خود دارد . پس از صدور دستخط دوم ، نمايندگان علما ، متن آن را همان روز به قم مخابره كردند . صحنه‌گردانان سفارت كه پس از صدور دستخط دوم شاه جرأت نداشتند ناخشنودى خود را اظهار كنند بهانه آوردند كه « تا سفارت انگليس ضمانت اجراء دستخط را و عمل به مضمون آن نكند و قول تأسيس و تشكيل مجلس [ ؟ ] را ندهد ، از اين سفارتخانه حركت نمىكنيم و خارج نمىشويم و بازارها را باز نمىكنيم . » ( ص 479 ) به همين جهت روز بعد ظاهرا به منظور اطمينان يافتن و گرفتن ضمانت ، و در باطن براى تغيير دستخط ، همراه با كاردار سفارت به نزد صدر اعظم رفتند . ناظم الاسلام نتايج اين مذاكرات را چنين شرح مىدهد : « . . . قرار شد دو دستخط سابق را تغيير دهند و مضامين هردو را در يك دستخط بنويسند و نيز در دستخط [ دوم ] كه مجلس شوراى اسلامى نوشته‌اند بايد به اين عبارت مجلس شوراى ملى تبديل شود ، چه شايد بعضى به اغراض شخصيه ، يكى از مبعوثين را تكفير كنند و آنوقت بگويند كافر در مجلس اسلامى چه مىكند و شايد يك زمانى مانند حاج شيخ فضل اللّه ملايى پيدا شود كه به غرض شخصى خود ، همه اهل مجلس را تكفير و لا اقل تفسيق كند آنوقت محرك مردم شود كه كافر و فاسق را به مجلس اسلامى چه كار است . ديگر آنكه طايفه يهود و ارامنه و مجوس نيز بايد منتخب خود را به اين مجلس بفرستند و لفظ اسلامى با ورود آنها نمىسازد ، مناسب لفظ ملى است . بارى ، پس از مذاكرات بسيار ، صدر اعظم متقبل گرديد كه همه مقاصد آقايان و تجار و كسبه را برآورده نمايد . » ( ص 479 و 480 ) يك روز پس از ملاقات كاردار و صحنه‌گردانان سفارت با صدر اعظم ، نمايندگان علما به منزل صدر اعظم رفتند و از آنجا عازم محل سكونت شاه شدند . ناظم الاسلام علت اين ديدار دوم را شرح نمىدهد . زيرا پس از صدور دستخط دوم شاه مبنى بر موافقت كامل با خواست علما ، ديدار ديگر موردى نداشت . اين ديدار به منظور تأييد مذاكرات ديروز نمايندگان بود ، زيرا تغيير دستخط بدون جلب نظر موافق نمايندگان علما ، امكان نداشت . چه ، اگر فرضا بدون موافقت نمايندگان علما اين امر عملى مىشد احتمال آن مىرفت كه پس از ورود علماى مهاجر به تهران و مشاهده دستخط تغيير يافته شاه ، به اهداف توطئه پى برده و به شاه اعتراض نمايند و بلواى مجددى شروع شود ، در حالى كه حضور نمايندگان علما و تأييد آنها اين خطرات احتمالى را بر طرف مىكرد . نمايندگان علما گرچه متن دستخط دوم شاه را داير بر موافقت با خواست‌هاى علماى مهاجر روز شانزدهم جمادى الآخر به قم مخابره كرده بودند ، معذلك بدون كسب اجازه از علماى مهاجر دو روز بعد به ديدار صدر اعظم شتافتند تا ضمن تأييد نظرات صحنه‌گردانان سفارت ، تغيير دستخط دوم را از شاه بخواهند . پيش از ملاقات شاه بين امير بهادر [ وزير دربار ] و سيد محمد صادق طباطبايى مجادله‌اى روى مىدهد كه شايان توجه است . دلايلى كه سيد محمد صادق جهت تغيير دستخط دوم مىآورد مانند دلايلى است كه صحنه‌گردانان سفارت ، روز پيش براى صدر اعظم عنوان نمودند . بر اين اساس گمان قوى مىرود كه نمايندگان علما با صحنه‌گردانان سفارت جلسه‌اى داشته‌اند كه طى آن از نظرات آنها مطلع شده‌اند . اما ناظم الاسلام