تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى ) — صفحة مقدمه 15

مساهمون:

صمقدمه ١٥
با آنها همصدا شد . سفارت مأمنى شده بود براى بست‌نشينان تا بدور از آزار سربازان ، ضمن صرف شام و ناهار مجانى ، آموزش‌هاى سياسى لازم را فراگيرند . « مىتوان گفت سفارتخانه در حكم يك مدرسه شده است ، چه در زير هر چادر و هر گوشه‌اى جمعى دور هم نشسته‌اند و يك نفر عالم سياسى از شاگردان مدارس و غيره آنها را تعليم مىدهند ، يعنى چيزهاى تازه به گوش مردم مىخورد كه تاكنون احدى جرأت نداشت بر زبان آورد . » ناظم الاسلام توضيح بيشترى پيرامون اين آموزش‌ها و مذاكرات محرمانهء اجزاى سفارت با تجار نمىدهد ( ص 457 ) . همچنين در اين مدت دست‌اندركاران تلاش مىكردند تا مردم را با مجلس شوراى ملى و اهداف آن آشنا سازند . به اين منظور تلگراف بىمأخذى را كه « از مضامين آن آثار كذب هويدا بود » انتشار دادند و در ميان مردم پراكندند . « مردم را هيجانى حاصل گرديد و به گوش آنها لفظ مجلس شوراى ملى رسيد و دانستند كه نجات‌دهندهء همه از ظلم و تعدى مجلس شوراى ملى است . » ( ص 452 ) در آغاز مهمترين مسألهء دولت و ملت هجرت علما به قم بود . اهميت اين مسأله تا بدان حد بود كه با وجود تلاش اجزاى سفارت ، احدى از بست‌نشينان جرأت نمىكرد جز بازگشت علما ، تقاضاى ديگرى نمايند . ( ص 433 ) اما بتدريج مسأله بست‌نشينان ، خود مسأله بغرنج ديگرى در جوار مسأله هجرت علما شد و بر اثر آموزش‌هاى سياسى شاگردان دار الفنون « در آخر امر [ بست‌نشينان ] دولت قانونى را تقاضا مىنمودند . » ( ص 446 ) مظفر الدين شاه كه در فشار سياسى و روانى عظيمى قرار گرفته بود ، عين الدوله را عزل كرد و عضد الملك ( از رجال خوشنام قاجار ) را براى دادن اطمينان به علما و معاودتشان به تهران ، به قم فرستاد . در اين زمان علماى مهاجر كه از تهران بدور بودند اخبار رويدادهاى پايتخت را از طريق سفارت دريافت مىكردند . سفارت گرچه اين زمان به ظاهر نقش پيك را اجرا مىكرد ، اما در واقع به تصميمات علماى مهاجر جهت مىداد . به‌عنوان مثال پس از عزل عين الدوله « متحصنين [ سفارت ] تلگرافى به علما و مهاجرين مخابره كردند و به آنها رسانيدند كه بدون اجراء مقاصد و اشاره ما مراجعت نكنيد و فريب نخوريد . » و از طرف سيد عبد إله پاسخ رسيد كه « ما فريب نمىخوريم . . . تا مقصود به عمل نيايد و تأمين از سفارت انگليس و اطمينان به من ندهند حركت نخواهم كرد . . » ( ص 459 ) نخستين چرخش را در « عريضه تلگرافى آقايان مهاجرين » از قم مىتوان ديد كه در آن « مجلس عدالت » و عدالتخانه پيشين به مجلسى كه افراد آن از ملت و دولت تشكيل شده و اختيارات قواى مقننه و قضائيه را داشته باشد تقاضا شده است . شاه نيز به تاريخ چهاردهم جمادى الآخر سال 1324 دستخطى به صدر اعظم صادر كرد و در آن با تشكيل « مجلس از منتخبين شاهزادگان و علما قاجاريه و اعيان و اشراف ملاكين و تجار و اصناف و منتخبات طبقات مرقومه دار الخلافه » موافقت نمود و از وى خواست تا با ابلاغ دستخط به آقايان علما « هرچه زودتر تشريف فرماى دار الخلافه شوند . » ( ص 470 )