بر طبق قانونى كه دارند رفتار مينمايند جز ما كه گويا ملتزم شدهايم بر خلاف قانون خود رفتار نمائيم بيائيد فكرتانرا منحصر باجراء قانون اسلام كنيد اغلب آنچه ديگران دارند از قانون اسلام اتخاذ و اقتباس نمودهاند و ( ز ما دزديده و بر ما فروشند ) پس بايد كارى كرد كه قانون اسلام در بين ما جارى گردد و از براى دولت هم قانونى كه عقلا و دانشمندان بنويسند لازم است وزراء بايد تكليفشان معلوم باشد حكام بايد حدودشان محدود گردد رعايا و تبعهء خارجه در ايران بايد حدودشان محفوظ باشد .
در تاريخ نظرى اندازيد به بينيد چه بوديد و چه شديد ماها در جزء موحدين محسوب ميشويم لكن در عين شرك واقعيم .
نظر كنيد در كتاب نهج البلاغه كه حضرت امير المؤمنين على بن ابى طالب عليهم السلام در مقام مكالمه با فرزند خود امام حسن عليه السلام ميفرمايد يا بنى لا تكن عبدا لغيرك و قد جعلك اللّه حرا يعنى اى پسر من مباش بنده غير خود چه خداوند تو را آزاد قرار داده است و نيز فرمودهاند ان اللّه بعث محمد صلى اللّه عليه و آله ليخرج عباده عن عبادة عباده يعنى خداى برانگيخت محمد را براى اينكه بيرون آورد بندگانش را از بندگى بندگانش مردم را از قيد عبوديت خارج و بعالم حريت و آزادى داخل نمايد تا كى ما بيچارگان در بندگى پادشاه و حكام و وزراء مقيد باشيم آيهء مباركه
أَ أَرْبابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهَّارُ
مشعر است كه ما واقعيم در محل شرك كه بايد بندهء شاه و وزير و حاكم و ديوانيان باشيم اگر تأمل كنيم در اخبار به خوبى مىفهميم كه پيغمبر ما چگونه حريت بما داده است و ما ملتفت نيستيم .
در كتاب اثنى عشريه روايت مىكند كه روزى حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله از خانهء خود بيرون آمد اصحاب كه در خارج خانه دور هم نشسته بودند براى تواضع و احترام آنحضرت برخواستند و ايستادند حضرت از مشاهده اين سلوك متغير شده فرمود لا تقوموا كما تقوم الاعاجم يعنى نه ايستيد چنانچه عجمها مىايستند . و نيز در اخبار وارد است كه چند نفر بدون حساب داخل آتش ميشوند فلان و فلان و آنكه سوار شود و در جلو خود مردم را پياده ببرد در خبر ديگر كسى كه او را خوش آيد از صداى كفشها كه در عقب او راه بروند و در خبر ديگر ملعون من ترايس يعنى ملعونست كسى كه بخواهد رياست كند و رياست به خود ببندد .
مفاد اين اخبار اين است كه عبوديت و بندگى مخلوق منافى با دين اسلام است حريت و آزادى
شرح
نمود و فرمان لقب مستشار الدولهء و معاونت عدليه براى او صادر كرد مشار اليه گفت پاس شرط اين خدمت را متقبل ميشوم كه صدور و اجراء احكام عدليه از روى قرآن و بر طبق قانون باشد چون در آن زمان رشوه گرفتن و ناسخ و منسوخ دادن داير و از عادات و رسوم شده بود لذا مستشار الدوله تاب و توان در عدليه را در خود نديده از كار كناره جست در اين اثنا روزنامهء اختر معايب عدليه ايران را طبع و نشر نموده مغرضين بناصر الدين شاه اظهار داشتند كه محرك اين كار مستشار الدوله است لذا بامر ناصر الدين شاه محمد حسن خان حاجب الدوله او را گرفته و چوب زده در انبار دولتى او را پنجماه حبس كردند و جريمهء كامل از او گرفتند تا اينكه بشفاعت و توسط بعضى او را از حبس خارج و خانهنشين كردند بعد از چندى او را بعنوان كارگذارى آذربايجان انتخاب كردند در آنجا خدمات نمايان كرد تا اينكه باز مغرضين درباره