تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
با آن مستلزم . حالا انصاف دهيد آيا اهالى ممالك خارجه و اشخاصى كه ما ايشانرا مسلمان نميدانيم بهتر بفرمايشات پيغمبر ما عمل ميكنند يا ما . آيا آنها بقانون اسلام پيروى ميكنند يا ما پس بيائيد به حال خود و مردم بيچاره فكرى كنيم و از براى اين خرابيها علاجى كاوه صفت درفش كاويانى و علم اسلام را بلند نمائيم و اين بتها را كه ما پرستش ميكنيم با تيشهء تمدن و قانون از هم متلاشى سازيم . بعض از اهالى انجمن گفتند جز اينكه علما را با خود كنيم و ايشان اقدامى كنند و نواقص را اصلاح كنند ديگر ترتيبى و علاجى براى پيشرفت مقصود نداريم . نگارنده بيان كرد آقاى طباطبائى جدا با مقصود ما همراه است بايد قدر بدانيم مماطله و مسامحهء در اين امر را روا نداريد به خدا كه مملكت در خطر است اجانب از اطراف ما را احاطه كرده‌اند چنانچه يك استقراض ديگر براى دولت پيش آيد ديگر بايد فاتحهء مملكت را خواند . نميدانم چه كسالت و خوابى است كه ما را گرفته است پس از تهيهء مقدمات در سوم ماه گذشته اين انجمن را تأسيس و در هيجدهم رسما منعقد كرديم تاكنون چه اقدامى كرديد و كدام قدم را برداشتيد يكنفر از اعضاء گفت اينقدر اظهار يأس نكنيد در اينمدت قليل ما جمعى را با خود همدست و هم‌قول كرده‌ايم كه هريك مشغول كار و مأموريت خود ميباشند و لازم نيست كه آنها حاضر باشند اين است راپورتهاى آنها گرفته بخوانيد . بعضى راپورتها را اظهار داشته و در انجمن قرائت شد خلاصهء يكى از آنها از اينقرار است :

خدمت اجزاء و اعضاء انجمن مخفى اعلام مىشود .

برحسب دستور العمل برادران محترم جناب آقا ميرزا مصطفى آشتيانى را كه از اشخاص با كفايت و درايت است با خود متحد نموده و قول همه‌گونه همراهى را داده است بيك عنوان خاص و بهانهء مخصوص جناب حجة الاسلام آقا سيد عبد اللّه بهبهانى را ملاقات نموده عما قريب صدايش بلند و گوشزد اخوان محترم خواهد گرديد . چه جناب معظم با عين الدوله صفائى ندارد بهانهء كه بدست آمده منتج مقصود خواهد بود ( الى آخره ) . بعد از قرائت راپورت و بعض مذاكرات ديگر مجددا بر دعوت نوع و تكثير و تزييد اشخاص اصلاح‌خواه انجمن از رسميت افتاد .
شرح
او سعايت كرده نوشتجات و لوايح او را بدست آورده با كتاب يك كلمه آن را بناصر الدين شاه ارائه دادند لذا حكم گرفتارى او صادر و او را مغلولا بقزوين آوردند و در آنجا مدتى محبوس بود خانه‌اش را غارت و مواجبش را قطع كردند قريب سيصد هزار تومان ارثيهء پدر را در راه آزادى و مقصود خود از دست داده تا اينكه از حبس نجات و بطهران آمده در سال 1309 باز مأخوذ و بقزوين تبعيد شد با كمال پريشانى در نهايت جد و راستى مشغول خدمت بملت و نوشتن لوايح مفيده بود يكى از مكاتيب او كه در زمان مرض موتش بتوسط حسنعليخان امير نظام بمرحوم مظفر الدين شاه كه در آن وقت وليعهد بود نوشته است و ما بدست آورده ذيلا درج مينمائيم كه خواننده تاريخ بداند كه عقلا و دانشمندان مملكت چگونه در مقام دست آوردن آزادى و حريت زحمت كشيده و متحمل مشاق و صدمات شده‌اند بارى از
تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى ) — صفحة 184 | ناظم الاسلام كرمانى