تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
خوش آن روزگار كيومرث شاه * كزو شد پديدار ديهيم و گاه خجسته بدى گاه او كشتره
« 1 »
كه تازه شد از وى جهان يكسره * بگاه فريدون همايون بدى زمان منوچهر ميمون بدى * همايون بدى گاه ارباس گرد كه او كرد بر نينوا دست برد * خجسته بماندى پس از كيقباد همان درگه طوس نوذرنژاد * بهنگام كىآرش نامور گرفتى همه خاور و باختر * بدوران اكمين كركس‌نژاد همه خاك شامات دادى بباد * همايون بدى گاه كاووس كى همان وقت كيخسرو نيك پى * چو مهرى كه بيرون بيايد ز ميغ گرفتى همه روى گيتى به تيغ * مبارك بدى وقت اسپنديار همان گاه فرخ زرير سوار * كه روى زمينت همه بنده بود بفرمان و رايت سرافكنده بود * خجسته بهنگام شاه اردشير همان گاه داراب ارزاس پسير * بوقت جهانجوى ساسان‌نژاد جهانرا نمودى پر از مهر و داد * همان گاه شاپور فرخنده راى ابر تارك قيصرت بود پاى * همايون بدى گاه بهرام گور بوقت ذو الأكتاف با فرّ و زور * در ايام فرخ قباد گزين پر از دانش و داد كردى زمين * بهنگام نوشيروان بزرگ يكى كردى آبشخور ميش و گرگ * در فرّهى بر تو اكنون ببست كه آن فرد برز
« 2 »
مهين گشت پست * شد آن تخمه ويران و ايران همان برآمد همه كامهء بدگمان * گزند آمد از پاسبان بزرگ شبان شد بجاى رمه همچو گرك * مگر روز بدبختيت شد پديد سيه گشت ازين روز بخت سپيد * كه نفرين بر اين بخت ناخوب باد سزد گر نباشيم از آن هيچ شاد

خطاب به ابناى وطن گرامى

كنون اى مرا ملت هوشمند * چرائيد در چاه غفلت نژند برآئيد و بينيد كار شگفت * به آسان توانيد گيتى گرفت ولى تا شناسيد از خير و شر * ببايست خواندن حقوق بشر كه تا خود بدانيد ز آئين و راه * بد و نيك گيتى نباشد ز شاه اگر آگهيتان رسد كمّ و بيش * به بينيد هرچيز در دست خويش
هامش
( 1 ) او كشتره بمعنى كسى است كه اصلاح باغ و بستان كند و نام فريدون زيرا كه اصلاح دين آذر هوشنك را نمود . ( 2 ) برز بروزن قفل برآمدگى و بلندى از زمين را گويند مقابل آن جئر است كه بمعنى پست باشد .
تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى ) — صفحة 146 | ناظم الاسلام كرمانى