تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
خنك روز خرم چنو روزگار * كه در بلخ برپا بدى نوبهار خوش آن روز فرخندهء دلستان * كه چون گلستان بود ز ابلستان كنم ياد آن روز بادار و برد * كه شاپور طرح نشابور كرد خوشا آنچنان روز با گيرودار * كه كشتى بدريات بودى هزار نبد هيچكس را همى تاب تو * نشسته بهر جاى ستراب تو خوش آنروزگاران سور و سرور * كه بد مردم تو دوره صد كرور چه خرّم بد آن روز بيدرد و رنج * كه آكنده بودى زمينت بگنج سپاه تو بودى همه كوچ كوچ * ز افغان و لاچين و كرد و بلوچ ز پنجاب بودى بسودان سپاه * مدى داشت مكدونيا را نگاه فزونت سواران نيزه‌گذار * كمان آورانت برون از شمار خوش آندم كه خسرو ز ايران زمين * همى تاخت تا پيش درياى چين خوش آن روز خرّم كه كاوس كى * بسودان و مصر اندر افكند پى خوش آنروزگاران كه اسپنديار * برآورد از قوم سيستا دمار شكسته شد از وى ده و نه سپاه * ببند گران بست ده پادشاه خوش آن روز ميمون كه فرخ زرير * سر شاه اسپرته آورد زير همه ملك يونانيان كرد پست * بآتينه بگزيد جاى نشست خوش آنعصر فرخ كه شاه اردشير * همه مردم آتنه كرد اسير كنونت بتن هيچ نيرو نماند * تو گوئى كه در دشت آهو نماند از آن پهلو نان و اسب و سليح * نمانده بجا جز فسون و مزيح دليرانت امروز نازك بدن * نبرد آورانت همه سيمتن وزيران كشور منيجك نهاد * دبيران لشكر بت و حور زاد اميران جنگى به زخم درشت * ببزم و برزم آوريدند پشت

تعزيت و سوگوارى ايام گذشته

كجات آنهمه رسم و آئين و راه * كجات افسر و گنج و ملك و سپاه كجات آنهمه دانش و زور دست * كجات آن بزرگان خسروپرست كجات آن نبرده يلان دلير * كه شير ژيان آوريدند زير كجات آنسواران زرين ستام * كه دشمن بدى تيغشانرا نيام كجات آنهمه مردى و زور فرّ * كه گيتى همه داشتى زير پر كجات آنبزرگى و آندستگاه * كه سر بركشيدى ز ماهى به ماه كجات افسر كاويانى درفش * كجات آنهمه تيغهاى بنفش كجات آن برزم اندران فرونام * كجات آن ببزم اندران كام و جام