سواد نگارش ميرزا ابو ترابخان نظم الدوله كه در آخر استنطاق نوشته و مهر كرده است
هو العليم - اين كتابچه سؤال و جواب و استنطاقيست كه در مجالس عديده در حضور اين غلام خانزاد ابو تراب و جناب حاج حسينعلى خان رئيس قراولان عمارات مباركه همايونى عجالتا بطور ملايمت و زبان خوش از ميرزا محمد رضا به عمل آمد ليكن مسلم است در زير شكنجه و صدمات لازمه استنطاق بهتر از اين مطالب و مكنونات بروز خواهد داد .
اما عجالتا از اين چند مجلس سؤال و جواب كه اين غلام خانزاد كرده است چيزى كه به اين غلام معلوم شده اينست كه او خودش در همهجا ميگويد ابدا در خيال و صلاح خير عامه نبوده و تمام اين مهملات و مزخرفات را از سيد جمال الدين شنيده و فقط از شدت نادانى شيفته و فدائى سيد شده و محض تلافى صدماتى كه به سيد وارد آمده بود بدستورالعمل سيد آمده اين كار را كرده است حالا اگر سيد خيالش بجاى ديگر مربوط باشد مسئله عليحده است و در خصوص آن مهملات كه مبنى بر خيرخواهى عامه اظهار مىكند دور نيست در ميان مردم بعضى همعقيده داشته باشد . اما در اين خيال شومى كه داشت گويا همدستى نداشته باشد و اگر قبل از وقت از خيال خود كسى را مطلع كرده باشد اين فقره در زير شكنجه و صدمات ديگر « 1 » معلوم خواهد شد . ( غلام خانزاد ابو تراب ) محل مهر نظم الدوله
صورت تقريرات ميرزا محمد رضا
كه عصر روز سهشنبه غره ربيع الاول هزار و سيصد و چهارده در باغ گلستان با حضور فرمانفرما و مخبر الدوله و وزير علوم و مشير الدوله و وزير عدليه و تجارت و سردار كل و نظم الدوله و امين همايون و حاج حسين عليخان امير تومان كرده است
پدر من ملا حسين عقدائيست و معروف بود بملا حسين پدر . من خودم در اوائل كار از تعديات محمد اسمعيل خان وكيل الملك كه ملك مرا گرفت و بملا ابو جعفر داد از كرمان بيزد رفته مدتى طلبه
هامش
( 1 ) گويا مراد از صدمات ديگر غير از شكنجه باشد مانند آنكه طفل او را بياورند و داغ آتش كنند بلكه پدرش بيطاقت شود و مطالب را بروز بدهد چنانچه در باب وصول پول سرشمارى سابقا در دهات كرمان معمول بوده كه طفل را در حضور پدر و مادر مينشاندند و آتش حاضر كرده انبر را در آتش ميگذاردند همينكه انبر آهن سرخ ميشد بدست و پاى طفل دو سه ساله ميگذاردند آنوقت پدر يا مادر لا بد شده پول و تعارف مأمور ديوانى را ميدادند چنان كه همين كار را بامر امير بهادر در باغ شاه درباره پسر ده ساله و هفت ساله مرحوم سيد جمال الدين واعظ كردند كه بروز بدهد پدرش كجا رفته است طفل بيچاره آنچه قسم مىخورد و اللّه بجدم قسم ما نميدانيم آن بيرحمها دست برنمىداشتند تا طفل را غشوه دست داد و افتاد .