س - پس شما از كجا به خيال قتل شاه شهيد افتاديد .
ج - از كجا نميخواهد . از كندها و بندها كه بناحق كشيدم ، و چوبها كه خوردم و شكم خود را پاره كردم از مصيبتها كه در خانه نايب السلطنه و در اميريه و در قزوين و در انبار و باز در انبار بسرم آمد چهار سال و چهار ماه در زنجير و كند بودم و حال آنكه به خيال خودم خير دولت و ملت را خواستم خدمت كردم . قبل از وقوع شورش تنباكو نه اينكه فضولى كرده بودم اطلاعات خودمرا دادم بعد از آنكه احضارم كردند .
ميرزا رضا كرمانى
س - كسى كه با شما غرض و عداوت شخصى نداشت در صورتى كه اينطور ميگوئيد خدمت كرده باشيد و از شما آنوقت علامت فساد و فتنهجوئى ديده نشده باشد جهتى نداشت كه در ازاء خدمت بشما آنطور صدمات زده باشند پس معلومست كه در همانوقت هم در شما آثار بعضى فتنه و فساد ديده بودند .
ج - الحال هم حاضرم بعد از اينمدت كه طرف مقابل حاضر شده آدم بيغرضى تحقيق نمايد كه من عرايض صادقانه خودمرا محض حب وطن و ملت و دولت بعرض رساندم و ارباب غرض محض حسن خدمت و تحصيل مناصب و درجات و مواجب و نشان و حمايل و غيره و . و . و . به عكس بعرض رساندند الحال هم حاضرم براى تحقيق .
س - اين ارباب غرض كيها بودند .
ج - شخص پست و نانجيب و بىاصل رذل غيرلايق كه قابل هيچيك از اينمراتب نبود آقاى آقا بالا خان وكيل الدوله ، و كثرت محبت حضرت و الا آقاى نايب السلطنه به او .
س - وكيل الدوله ميگويد همان وقت باسناد و كاغذجات مفسدانه كه بر همه كس معلوم شد شما را گرفته است و اگر آنوقت شما را نگرفته بود بموجب استنطاقى كه همانوقت به عمل آوردند اين خيال را از همانوقت شما داشتيد شايد همانوقت شما اين كار را كرده بوديد .
ج - پس در حضور وكيل الدوله معلوم خواهد شد .
س - پس در صورتى كه شما اقرار ميكنيد كه تمام اينصدمات را وكيل الدوله براى تحصيل
تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى ) — صفحة 79
مساهمون: ناظم الاسلام كرمانى
ص٧٩