را بملت بدهيد تا مردم گوشت بدن او را با دست و دندان بكنند مرحوم مظفر الدينشاه فرمود كه آيا اينطور كشتن موافق با شرعست و آيا قانون اسلام اجازه ميدهد كه اينطور كسى را بقتل رسانند جناب آقا شيخ محمد رضا مجتهد برادرزاده شيخ مرحوم گفت اينطور كشتن را قانون اسلام اجازه نداده است وانگهى باينطور و اينجور ، چه در بين ورثه شاه سعيد جمعى صغير و غايب مىباشند وانگهى عفو اعليحضرت و تأخير در قصاص را شايد همه كس بپسندد چون مقصود مظفر الدين شاه طفره از كشتن بود جناب آقا شيخ محمد رضا ملتفت شده با شاه همراهى كرد ولى مرحوم شيخ محمد حسن شريعتمدار يا ملتفت نشده يا بغرضى ديگر اصرار بكشتن ميرزا رضا ميكرد تا شاه متغير شده رو كرد باتابك ميرزا على اصغر خان امين السلطان و فرمود فردا بدهيد سر اين پسره را ببرند بارى ميرزا رضاى كرمانى گمان ميكرد شايد كسى پيدا شود و او را نجات دهد ديگر نمىدانست كه تا مدتى او را مورد لعن و طعن قرار خواهند داد كه حتى پسر و زن و خواهرش مدتى در رنج و صدمه و مورد اذيت و طعن و زخمزبان مردم خواهند بود خلاصه از استنطاق ميرزا رضا كه درباره او به عمل آمد و ميرزا ابو تراب خان نظم - الدوله كه رئيس نظميه بود و صورت استنطاق را بعد از مدتى نشر داد خيلى مطالب دست ميآيد فلذا صورت استنطاق ميرزا رضا را در اين مقدمه تاريخ بيدارى ايرانيان درج مينمائيم و هذا صورته .
صورت استنطاق ميرزا رضا كرمانى پسر ملا حسين عقدائى كه عجالتا بدون صدمه و اذيت با زبان خوش تا اينقدر تقريرات كرده است و مسلم است بعد از صدمات لازمه ممكن است مكنونات ضمير خود را بروز بدهد
سؤال - شما از اسلامبول چه وقت حركت كرديد .
جواب - روز بيست و ششم ماه رجب 1313 حركت كردم .
س - به حضرت عبد العظيم كى وارد شديد .
ج - روز دويم شوال 1313 .
س - در راه كجاها توقف كرديد .
ج - در بارفروش در كاروانسراى حاج سيد حسين چهل و يك روز بواسطهء بند بودن راه توقف كردم .
س - از اسلامبول چند نفر بوديد كه حركت كرديد .
ج - من بودم و شيخ ابو القاسم .
س - شيخ ابو القاسم كيست .
ج - برادر شيخ احمد روحى اهل كرمان سنش هيجده شغلش خياطيست .
س - او با شما بچه خيال حركت كرد .
ج - براى اينكه برود كرمان بعد از آنكه برادرش را با دو نفر ديگر ميرزا آقا خان و حاج