سورهء دخان
إِنَّ هؤُلاءِ لَيَقُولُونَ إِنْ هِيَ إِلَّا مَوْتَتُنَا الْأُولى
« 1 » سؤال 900 : اختلاف بين پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و منكران قيامت در حيات پس از مرگ بود پس چگونه خداوند مىفرمايد : آنان مىگويند :
« إِنْ هِيَ إِلَّا مَوْتَتُنَا الْأُولى »
و نمىفرمايد كه آنان مىگويند : « ان هى الا حياتنا الاولى » چنان كه در جاى ديگر مىفرمايد
« إِنْ هِيَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا »
؟ و معناى توصيف مرگ به اوّل بودن اين است كه گويا آنها به مرگ ديگرى وعده داده شدهاند ولى آنان به نفى و انكار آن برخاسته و فقط مرگ نخستين را پذيرفتهاند . درحالىكه چنين وعدهاى داده نشده است . پس معناى گفتار آنان مبنى بر انكار مرگ دوم چيست ؟
جواب : چون آنها به مرگى كه پس از آن حيات وجود دارد وعده داده شده بودند به انكار آن پرداختند پس گويا چنين گفتند : در عالم وجود مرگى كه پس از آن حياتى غير از اين حيات باشد اتفاق نمىافتد برخى گفتهاند :
آنان مرگ دوّم پس از زنده شدن و سؤال نكير و منكر در قبر را انكار كردهاند .
ثُمَّ صُبُّوا فَوْقَ رَأْسِهِ مِنْ عَذابِ الْحَمِيمِ
« 2 » سؤال 901 : عذاب ريخته نمىشود بلكه آبجوش ريخته مىشود چنان كه در جاى ديگر مىفرمايد :
يُصَبُّ مِنْ فَوْقِ رُؤُسِهِمُ الْحَمِيمُ
پس چگونه در اينجا مىفرمايد : از بالاى سر آنها عذاب حميم ريخته مىشود ؟
جواب : اين يك استعاره است تا نشان دهد كه وعيد بسيار هولناك و ترسناك مىباشد مثل آنجا كه مىفرمايد :
« فَصَبَّ عَلَيْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذابٍ »
يا
هامش
( 1 ) . سورهء دخان ، آيهء 34 - 35 : براستى اينها مىگويند : مسلما غير از مرگ اوليه مرگى نخواهد بود .
( 2 ) . سورهء دخان ، آيهء 48 : سپس روى سرش شكنجهء آبجوش بريزيد .